[QUOTE=343538883]😂😂😂😂😂😂😂😑😑😑😑😑😑😑[/QUOTEبچه ک بودم نمیدونم کلاس چهارم یا پنجم از مدرسه رسیدم خونه مامانم آبجوش دستش بود نمیدونم چرا خالیش نکرد تو سینک داد بهم گفت ببر بریز تو حیاط منتها قبلش بسم الله بگو من ب حرفش توجه نکردم همینطور آبو پاشیدم تو حیاط برگشتم کنار بخاری دراز کشیدم ب پشت ب روح باابزرگم ک خیلی برام عزیزم ی کلمشو دروغ نمیگم خوابم برد چند دیقه نگذشته بود ک یه دست بزرگ ی سیلی خوابوندم تو صورتم همون لحظه چشامو باز کردم مامانم تو آشپزخونه بود گفتم تو منو زدی!گفت نه چرا باید همچین کاری بکنم!!!همونجا متوجه شدم چ کار اشتباهی کردم و از همون موقع تا حالا نمیتونم ب پشت بخوابم مگه اینکه پتو بکشم رو سرم یا دستمو بذارم رو صورتم بخوابم چ اینم بگم ک از بچگی حس ششم قوی داشتم خوابام ۹۰درصدشو عین حقیقت میشه این یکیش بود بازم هس