منو همسرم عقدیم و صفر تا صد هزینه هامون با خودمون بوده و پدر گرامیشون حتی ۱ ریال هم خرج نکردن. امروز بعد ۵ ماه عقد همسرم با خانواه صحت کردن که عروسی بگیریم. و اونا کاملا اوکی دادن...
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
بعد ما با ذوق رفتیم تالار دیدیم و انتخابم کردیم یکی که با بودجمون جور بودوهمسرم برای بیعانه دادن کار ...
گفت که کجا بودید گفتمرفتم تالار ببینیم گفت تالار برای چی گفتیم برای عروسی. توی صورتم ایستاد گفت بدون اجازه ما؟ چه عجلتونه صبر کنید یه جوری گفت که انگار من اصرار کردم برای عروسی
منم با تعجب پرسیدم که مگه هماهنگ نکرده بودی. همسرم عصبی شد گفت هیچ جا نمیریم بیا برسونمت خونه و بعد برگردم. خلاصه منم برد خونه توی راه زنگ زد مامانش کلی حرف زد بهش گفت چرا سنگ میندارید فلانه. مادرشم گفت عراسی بگیر ما نمیایم
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
رسیدم خونه دیدم پدر همسرم زنگ زده به بابام و میگه با ما هماهنگ نگردن و خودشون تصمیم گرفتن شوهرم که رسید خونه دید پدرش داره با بابام حرف میزنه عصبی شد و جنگ بپا کرد گفت چرا حرفتونو عوض میکنید و منو سنگ رو یخ میکنید