سلام خانومای عزیزم
خیلی خوشحالم که خدا به من این قدرت رو داده که بازهم قلبم و به تصویر بکشم …
از غم گفتید شنونده بودم …
با شادی هاتون شاد شدم
چقدر براتون صلوات و قرآن خوندم
حس کردم پشت این صفحه یه عالمه خانم با شخصیت مادر مهربون نشسته که او هم با شادی من خنده رو لبش بشینه ولی شما منو له کردید !
اگر میخونید ادامه بدم 🥲
راستی اگه فکر میکنید دروغ میگم رمان مینویسم یا هرچی لطفا نخونید و ننویسید چون همین لحظه که دارم براتون مینویسم با روانپزشک صحبت کردم پس شاید با حرفتون قلب یه آدم رو بسوزونین 👌🏼😶