در خلوت روشن با تو گریستهام برای خاطر زندهگان، و در گورستان تاریک با تو خواندهام زیباترین سرودها را زیرا که مردهگان این سال عاشقترین زندهگان بودهاند. ای عشق بی ثمر من........🥀🖤
بله پدرم وقتی شنیدیم سرطان داره تو برگشت از محل کار پاهام سست شد از شدت ناراحتی و نشستم تو مترو گریه کردم و تو اون شرایط بد عمه هام زنگ میزدن بهم مثلا دلداری بدن میگفتن فوقش خونتونو میفروشین خرج درمانش میکنید چون اون زمان خیلی پول دست بابام نبود و سن من کم نشستم ۱۴ هزار صلوات فرستادم و وقتی رفتیم ازمایش مجدد داد دکتر گفت رفع شده
وقتی افراد زیاد به دروغ قول بدن دیگه کلمه ها ارزششو از دست میدهند. همه دشمنتند همه دوستتند اگه اینجوری فکر کنی هیچ اتفاقی نمیتونه غافلگیرت کنه....