من یه دختر خاله دارم که ۱۰ سالشه و فوق العاده با ادب و همه چی تمومه( زبانش فول ، تنیس فول ، پیانو میزنه ،گیتار و …)منم خیییلی دوسش دارم
از قضا و شانس بدش با دختر جاریم تو مدرسه همکلاسیه..
یه روز میاد میگه هانا( دختر خاله ام) خیلی منزویه ، بی اعتماد بنفسه همض گریه میکنه فلانه بیساره
دیشب دوباره برداشته میگه تو کلاس هانا از همه زودتر بلوغ شده سینه هاش بزرگ شده ( بچه ۱۰ ساله)
اصلا من نمیدونم چیکار این بچه ذاره
بنظرتون چطوری بهش بفهمونم ک دیگ حق نداره راجبش اینجوزی بگه وحودشو جم کنه