اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
خیلی احساسی نمیشدی؟ من خیلی تو رابطه استرس میگیرم🤦🏻♀️
نه
اتفاق بدی پیش اومده؟ حس میکنی بدبخت شدی؟ یه لحظه صبر کن. از خودت دور شو. توی تاریخ دور شو. اتفاق هایی رو به یاد بیار که فکر میکردی ازشون زنده بیرون نمیایی. چی شد؟گذشت. به اتفاق هایی فکر کن که توی طول تاریخ برای آدمها پیش اومده.به جنگ به قحطی به بیماری ها. حالا توی جغرافیا از خودت دورشو. به کشورهای دیگه فکر کن. به آدمهای دیگه. دردت در مقایسه با دردهایی که بشر متحمل شده چقدر بزرگه؟ چقدر عمیقه؟ من اینجوری با مسائلی ناخوشایند برخورد میکنم
شوهرم بابام برام انتخاب کرد گفت این پسره میخوادت همه جوره اوکیه چطوره خوشت میاد میخوایش گفتم وقتی شما تأیید میکنی آره میخوام رفتیم یکسال نامزد موندیم گشتیم نشستیم برخاستیم خواستمش عقد و عروسی یک شب گرفتیم تمام
وقتی همسرم روبروم نشسته و در مورد مسائل مهم زندگی باهام صحبت میکنه در سکوت کامل عمیقأ خیره به چهرش میشم و توی قلبم اونو تحسین میکنم که چطور با وجود اینکه صورتشو با پودر لباسشویی و مایع ظرفشویی میشوره پوستش اینقدر صاف و شفاف و یک دسته واقعاً چرا ؟؟؟👿