داییم گف تو میدونی قراره کجا برم پسر داییمو از مطب بیاریمش چون دکتر بود
منم فک کردم قراره فقط سوار ماشین باشم یه لباس عربی رو خودم انداختم دکمه هاشو بستم رفتم
یهو گف ن میترسه قرازع بالا باشیم پیشش ب عنوان همراه و من اونجا اونجور بودم تاحالا اصننن عادت نداشتم اینجور برم:///همیشه باید شیک و پیک باشم طوری ک مامانم میگه وسواس داری در این مورد.