خواهرم تقریبا تازگی خیاطی یاد گرفته بعد دختر عمم براش پارچه برده تا بدوزه خواهرم هم دیده پارچه نگین هاش کجه آورد من برش بدم منم بهش گفتم این کجه شاید اندازش در نیاد گفت اشکال نداره تو برش بده هر چی شد گردن من منم گفتم باشه برش دادم خداروشکر در اومد الان خونه کسی بودم بهم زنگ زد که ریدی تو پارچه من الان دوختم اینجاش فلانه بهمانه منم گفتم والا برش دادم که مشکلی نداشت گفت نه تو ریدی گردن من ننداز 😐 دیگه منم گفتم بعد میام میبرم درستش میکنم من واقعا باهاش چیکار کنم فقط میخواد همه چی گردن من بندازه