ما اصولا قهرمان زیاد طولانی نمیشه بیشتر وقتها خودم میرم سراغش که باهم حرف بزنیم و آخرش به گفتگو و آشتی ختم میشه اما اینبار خیلی دلم شکست چون بعداز یه روز قهر بودن رفتم سراغش اصلا محل نداد فقط نگاهم کرد و حرفی نزد و من از حرف نزدنش بیزارم هر سوالی پرسیدم فقط نگاهم میکرد خیلی عصبی شدم از اینکه حال خرابمو میدید و کاری نمیکرد ...اونشب کلی حرف بارش کردم و رفتم خوابیدم .قهرمون سر خیانت چند ماه پیشش بود
فرداش باز سر صحبت رو باز کردم و گفتم چطور دلت اومد آزار منو ببینی و فقط نگام کنی گفتم تمام عزیزم گفتنت الکیه تمام عشقت دروغه ..عشقت فقط برای اون زنیکه بود...
گفت تو شورشو درآوردی هر دفعه سر اون بحث میکنی ...و باز محلم نداد ...
منم گفتم کاش شوهرم یه آدم حسابی بود که درد زنش براش مهم باشه ..بعدم سه روزه قهرم باهاش ..
حالا ازتون میخوام