2777
2789
عنوان

درد و دل

61 بازدید | 9 پست

سلام 

من خیلی دلم پُره از درد جوری که داره خفه ام میکنه.


حساب کاربری کلبه_جنگلی در نی نی سایت هم برای من نیست و برای دختر داییمه من ازش خواستم گوشیشو بده تا تو نی نی سایت درد و دل کنم.


هستید غم هامو بگم؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بفرما

من ۳۲ سالمه وقتی که ۲۰ سالم بود با پسر شریک سابق بابام که دشمنمون بود ازدواج کردم .


اینم بگم که بابام یه کارخونه ی لوازم بهداشتی بزرگ داشت و با اینی که من با پسرش ازدواج کردم شریک بود.

سال ها گذشت و شریک بابام درحالی که ما به این خیال که آدم خوبیه باهاش سر میکردیم این شریکه نصف پول و موجودی کارخونه رو بالا می‌کشید. 

بعد چند سال بابام فهمید که شریکش چه آدم کثیفیه‌ و اخراجش کرد و انداختش زندان.

انقدر توی زندان موند تا مرد.


سالها بعد سرو کله ی پسر شریکه پیداش 

پسر شریکه خودشو مظلوم جلوه میداد و به من می‌گفت که دوستم داره و عاشقمه درحالی که همه و همه اش نقشه بود برای کلاهبرداری از کارخونه.


منم که سن و سالی نداشتم حرفشو باور کردم. 


کل خونواده ام با ازدواج ما دوتا مخالف بودن مادرم پدرم خواهر برادرم همشون مخالف بودن.


ولی من گول خوردم و رفتیم عقد کردیم جلوی عاقد پول ریختیم تا عقد رو بدون اجازه پدرم بخونه.


بعد که عقد کردم و خانوادم فهمیدن منو از خونه بیرونم کردن طردم کردن.

منم رفتم و با کلی پول و طلایی که قبلا بابام بهم داده بود یه خونه خریدم و به اسم شوهرم کردم.

رفتیم سر یخونه و زندگی و به یک ماه نرسید که حامله شدم.


شوهرم رفته بود و شاگرد یه کابینت ساز شده بود و پول درمی‌آورد.

و وضع مالی‌مالیمون بشدت خراب بود.

که یهو از عرش به فرش رسیدیم و شوهرم در عرض دوسال میلیاردر شد.


بچه ای که حامله اش بودم سقط شده بود و دیگه بچه دار نمیشدم.


و.................... .

اگر کسی ادامش رو میخونه بیام بگم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز