2777
2789
عنوان

درد و دل

70 بازدید | 9 پست

سلام 

من خیلی دلم پُره از درد جوری که داره خفه ام میکنه.


حساب کاربری کلبه_جنگلی در نی نی سایت هم برای من نیست و برای دختر داییمه من ازش خواستم گوشیشو بده تا تو نی نی سایت درد و دل کنم.


هستید غم هامو بگم؟؟

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

بفرما

من ۳۲ سالمه وقتی که ۲۰ سالم بود با پسر شریک سابق بابام که دشمنمون بود ازدواج کردم .


اینم بگم که بابام یه کارخونه ی لوازم بهداشتی بزرگ داشت و با اینی که من با پسرش ازدواج کردم شریک بود.

سال ها گذشت و شریک بابام درحالی که ما به این خیال که آدم خوبیه باهاش سر میکردیم این شریکه نصف پول و موجودی کارخونه رو بالا می‌کشید. 

بعد چند سال بابام فهمید که شریکش چه آدم کثیفیه‌ و اخراجش کرد و انداختش زندان.

انقدر توی زندان موند تا مرد.


سالها بعد سرو کله ی پسر شریکه پیداش 

پسر شریکه خودشو مظلوم جلوه میداد و به من می‌گفت که دوستم داره و عاشقمه درحالی که همه و همه اش نقشه بود برای کلاهبرداری از کارخونه.


منم که سن و سالی نداشتم حرفشو باور کردم. 


کل خونواده ام با ازدواج ما دوتا مخالف بودن مادرم پدرم خواهر برادرم همشون مخالف بودن.


ولی من گول خوردم و رفتیم عقد کردیم جلوی عاقد پول ریختیم تا عقد رو بدون اجازه پدرم بخونه.


بعد که عقد کردم و خانوادم فهمیدن منو از خونه بیرونم کردن طردم کردن.

منم رفتم و با کلی پول و طلایی که قبلا بابام بهم داده بود یه خونه خریدم و به اسم شوهرم کردم.

رفتیم سر یخونه و زندگی و به یک ماه نرسید که حامله شدم.


شوهرم رفته بود و شاگرد یه کابینت ساز شده بود و پول درمی‌آورد.

و وضع مالی‌مالیمون بشدت خراب بود.

که یهو از عرش به فرش رسیدیم و شوهرم در عرض دوسال میلیاردر شد.


بچه ای که حامله اش بودم سقط شده بود و دیگه بچه دار نمیشدم.


و.................... .

اگر کسی ادامش رو میخونه بیام بگم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز