من همیشه اتفاقی بیافته ،به بدترش فکر میکنم و صبوری میکنم .اصلا در برابر اتفاقات بیتابی نمیکنم .
عصبی خیلی میشم کوتاه و گذرا ،فکر نکنید خیلی ملایم و مهربون و اینام .
ولی در برابر حوادث زندگی صبورم.بی پول شیم میگم خدا روشکر سلامتیم .دستم بشکنه میگم خدا روشکر سرم نشکسته ،بچه دار نشدم گفتم خداروشکر همسرم خوبه .
بدی از همسرم ببینم میگم خدا وشکر فلان بدی رو نداره .
برادرم بی محلی کنه ،میگم باز خوبه ضررش نمیرسه و معتاد نیست .
یعنی برای هر ناراحتی یا کمبود یه توجیه میارم .
گاهی به دیگران که بیتابی میکنن این حرفارو میزنم ولی فکر میکنم بعضیا ناراحت میشن .گاها هم روحیه گرفتن .
مثلا یه اتفاقی برای خواهرم افتاده ،به دخترش گفتم به خواهر بگو که این اتفاق ممکن بود برای پسرش یا شما بیافته در اون صورت اون بیشتر اذیت میشد .صبوری کنه تا حل بشه .کلا چرا خواهرم اینقدر بی تابه از بچگیش ؟
حس میکنم دخترش ناراحت شد.
خودم گاهی فکر میکنم نکنه این رفتار از بی عاری هست تا صبوری ولی بعد میگم همین باعث شده انواع و اقسام بیماریها رو مثل خواهرم نگیرم پس خوبه.نظر شما چیه ؟
لطفاً محترمانه بگید یه نتیجه گیری کنم