ن حرفی هست ن ابراز علاقه ای ن حتی ب صورتش نگاه میکنم ن باهاش میرم جای پنج شش ماه ک تو اتاق جدا میخابم سرد سرد بی روح و بی احساس نسبت ب همه چیز...بی تفاوت بود و نبودش مهم نیست ...
عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
ببخشید برام سوال شد کسایی که طلاق عاطفی هستن جلو بقیه تظاهر به خوب بودن میکنن یا همه میدونن؟؟
_صبر کن باران بگیرد میروم/یا که پایم جان بگیرد میروم/صبر کن من بغض دارم اندکی/گریه ام پایان بگیرد میروم/آبرویم میرود با چشم تر/صبر کن باران بگیرد میروم... دانشجوی روانشناسی🫀🧠
اگه تونستم کمکت کنم یا خندرو رو لبات اوردم از ته دلت برای زندگیم خوشبختیو بخواه💔⚘ ممنون میشم.....بالاخره منم یه روزی میام تایپیک میزنم عکسه خونمو میزارم 🤗 میگم این همون خونه ایی که یه عمر ارزوشو داشتم یه سقفی واسه خودمون باشه.
ما بارها به مرز این مرحله میرسیم خودمون یه کاری میکنیم که جلوتر نره. دیدی یه وقتایی انگار لج میکنیم یا میخواهیم انتقام بگیریم دیگه برای بهبود شرایط کاری نمیکنیم یا فقط نگاه میکنیم که طرف چطور پلهای پست سرشو خراب میکنه ؟ یک عالمه کینه روی هم جمع میشه و بعد... یهو همه چی خراب میشه. نباید بذاری به این مرحله برسه.
من خیلی دوسش دارم ولی میدونی یه چندمدته یه چندتا دوست پیداکرده خودشو بااونا سرگرم میکنه انگارمارو فراموش کرده کلا منم هی زنگ میزدم کجایی کی میای منتطرتیم دلمون تنمگ شده با بچم تا دوشی منتطر بودیم تا ۳نصف شب پایه رابطه ..بعد یه روز زنگ زدم دعوام کزد چرای هی میپرسی کجا بودی براچی بهم گفت زر نزن ...الان نتونستم خودمو راضی کنم زنگ بزنم خب زنگ بزنم چی بگم یا اشتی کنم چی بشه اون که کارخودشومیکنه فقط من غصه میخورم ...خودش بیاد بهم ثابت کنه به فکرمه دوسم داره چرا یه بارنمیاد بگه اره امروز زودمیرم پیش خانمم اصلا دوست ندارم باهاش راجع بهش حرف بزنم .جدبدا منطقی نیست ولی دلتنگم