2777
2789
عنوان

داستان ....

123 بازدید | 16 پست

داستان دوستمه تایپ کرده بود فرستاد برام منم کپی کردم گذاشتم اینجا البته خودش رضایت داره

میخوام داستان خودمو بگم که همه جوره پای یه آدمی موند که لیاقتش رو نداشت یک سال بود از دوستی ما می‌گذشت ما مجازی دوست بودیم یا به اصطلاح امروزی لانگ دیستنس همه چی خوب می گذشت تا این که من درگیر درسام شده بودم نمیتونستم زیاد به این آقا توجه کنم یه روز ایشون مست میکنن و برای من داخل واتساپ یه سری از عکسایی رو میفرستند که شرم آوره عکسارو که باز کردم دیدم این آقا با دوست دخترش لب..می‌گرفتن چیزی نگفتم فقط بلاکش کردم حال روحیم خوب نبود اما چون درگیر باشگاه و کلاس و مدرسه بودم زیاد به دنبال آشتی و اینجور چیزا نبودم خلاصه یه روز که رفته بودیم شمال خونه ای مادربزرگم دیدم یکی با یه شماره ای ناشناس پیام داده خودش بود بهم گفت که ببخشید من اشتباه کردم اون دختره اصلا دختر پاکی نبود بخشیدمش بعد از شیش ماه بعد بخاطرم اومد تهران دیدمش همونی بود که میخواستم البته از نظر ظاهري همینطوری روزا می‌گذشت مثل یه آدم مودی رفتار می‌کرد گذشت و گذشت اومد خواستگاری ما قبول کردیم و سريعا رفتیم سراغ کارای عقد و اینجور چیزا ما عقد کردیم و من دوباره متوجه شدم این آقا هنوزم با اون دختره حرف میزنه

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

این دفعه کارمون به دعوا بین دوتا خانواده کشیده بود دیگه نمیخواستم ببینمش

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ازش جداشدم و حالا اون آقا با همون دختر ازدواج کرده وخانومش بارداره منم درگیر زندگیم شدم و اصلا به فکر ازدواج مجدد نبودم من تویه سالن ناخن کاربودم مشغول بودم خلاصه همش با این مشتری سروکله بزن با اون مشتری سروکله بزن یه روز دیدم یکی اومد جلوی در سالن منو صدا کرد رفتم بیرون دیدم خودش بود از شدت ناراحتی حتی نگاهش ام نکردم سرمو آوردم پایینو گفتم بامن کاری داشتی؟خیلی عجیب بود دیگه بهم میگفت لارا خانم اون همه سال حتی به دروغ یه عشقمی بهم میگفت بیخیال شروع کرد گفت دلم براتون تنگ شده بود زندگیم خوب نیست خانمم همش غُرمیزنه اذیتم میکنه من چیزی نگفتم چون چیزی برای گفتن نداشتم بعد شروع کرد به ادامه دادن گفت من شمارو اذیت کردم سالها به پای من سوختیدوساختید بخاطر اشک های که بخاطر من ریختید معذرت می خوام منم گفتم اشکالی نداره درحالی که بعض تو گلوم داشت خفم می‌کرد،سری رفتم تو سالن زدم زیر گریه همه با تعجب نگام می‌کردند یه بند می پرسیدند لارا چی شده اون آقاهه کی بودش؟گفتم نامزد سابقم بودو دیگه نگفتم چیشده الان بچه ای اون آقا دوسالشه یه پسر بچه دقیقا مثل خودش دوباره بعداز دوسال بهم زنگ زد این دفعه ام دوباره شروع کرد زندگیم افتضاحه منو ببخش بهم یه فرصت دوباره بده دیشب بهم زنگ زدو اینارو گفت بازم هیچی نگفتم

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

ازش جداشدم و حالا اون آقا با همون دختر ازدواج کرده وخانومش بارداره منم درگیر زندگیم شدم و اصلا به فک ...

این بارداره برای قبل بود الان زاییده

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

فقط میخوام بدونم چرا هیچ وقت منو قبول نکرد من که با همه ای اخلاق های بعدش و بی پولی سیگار کشیدن مشروب خوردن دختر بازی و رفیق بازیاش ساختم حقم این بود؟

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

کسانی میخوان بگن سرکاریه دروغ میگه از تاپیکم خارج بشن چون این که شما باورنمیکنید به خودتون مربوطه و لازم به نظر اینجور افراد نیست من فقط داستان دوستمو گذاشتم همین

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

والا من اون زمان باهاش دوست نبودم تازه باهام دوست شدیم 

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

والا من اون زمان باهاش دوست نبودم تازه باهام دوست شدیم 

باهم😂

دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بود‌مجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.

دوستتون اگ آدم باشه طرفو از همه جا بلاک میکنه دفعه بعدی سر راهش سبز شد گوش نکنه چرت و پرت طرفو به آدم متاهلم فکر نکنه 

 امضام خونده بشه🤌وقتی از یک فروشگاه بزرگ خرید می‌کنید، کمک می‌کنید یک نفر هفتمین ویلای خود را بسازد و دهمین ماشینش را بخرد؛ اما وقتی از بقالی محل یا یک مغازه ساده خرید کنید آن فرد می‌تواند برای فرزندش آن وسیله‌ای که نیاز دارد را بخرد ... حداقل چند قلم از خرید هاتون را مخصوص بقالی و مغازه های کوچک بذارید و همه مایحتاج خود را از فروشگاه های بزرگ نخرید و به اندازه خود کمی جلوی این سیستم سرمایه دار پرور تبعیض آمیز را بگیرید.                              سپاس یزدان دختری ایرانی ام/یگانه پرستم  اهورایی ام      بی نام تو وطن نیز نام و نشان نداردکوروش بزرگ♥️      چو غرش شیران گذشت و رفت عوعوی سگان شما نیز بگذرد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  15 ساعت پیش
توسط   بودلی  |  13 ساعت پیش