یا فقط من دارم عقلمو از دست میدم ، الان سر چیز الکی با شوهرم پشت تلفن دعوا کردم گریه کردم اونم تو شهر غریب از دستم ناراحت شد ، اونم درکم نمیکنه تو خونه می مونم از صبح تا شب هیچ کس نیست ، حوصله بیرون رفتن و معاشرت با بقیه هم ندارم پریودمم چند ماهه عقب ميندازم مدام به این فکر میکنم که نکنه مشکلی واسه بارداریم پیش بیاد چون میخوام اقدام کنم
چند ماهه پشت سر هم عقب میفته پریودام ، سیکلم ۳۲ روزه هست ، الان ۶ روز عقب اقتاده ، آزمایش خون دادم باید برم جوابشو بگیرم سونو هم فک کنم باید بدم خیلی میترسم از تنبلی تخمدان
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!