2789
عنوان

درددل

103 بازدید | 8 پست

بیمارستان بودم همراه مریض ی پرستار هی میومد و میرفت نگاه میکرد خواست شماره بده من بهش اصلا توجه نکردم بعد کاغذی گذاشت رو سطل آشغالی گفت شمارس چند باری هم رفت و برگشت ولی کاغذه سرجاش بود تا شیفتش تموم شد و رفت منم کنجکاو شدم رفتم کاغذو برداشتم نگاه کردم دیدم خالیه و هیچ توش ننوشته واقعا چرا باید همچین کاری کنه 

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

😂😂مریض بوده نامرد

من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم 💔 به جرم دوست داشتنت تنهایی عمیقی را به دوش میکشم آقای من، بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مولا جان💚 🚫 درخواست دوستی پذیرفته نمیشه🚫

می‌خواسته ببینه تو پات میلغزه یا نه یا که مریض بوده

البته ی شماره عجیب و غریب هم انداخته بود تو سطل آشغالی عجب بیشعوری بود اخه من نه نگاش کردم نه چیزی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792