2777
2789
عنوان

درددل

103 بازدید | 8 پست

بیمارستان بودم همراه مریض ی پرستار هی میومد و میرفت نگاه میکرد خواست شماره بده من بهش اصلا توجه نکردم بعد کاغذی گذاشت رو سطل آشغالی گفت شمارس چند باری هم رفت و برگشت ولی کاغذه سرجاش بود تا شیفتش تموم شد و رفت منم کنجکاو شدم رفتم کاغذو برداشتم نگاه کردم دیدم خالیه و هیچ توش ننوشته واقعا چرا باید همچین کاری کنه 

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

😂😂مریض بوده نامرد

من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم 💔 به جرم دوست داشتنت تنهایی عمیقی را به دوش میکشم آقای من، بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مولا جان💚 غروب غم انگیز تهران روز۱۴ تیر ۱۴۰۵ هیچ وقت فراموش نمیکنم😭🖤🚫 درخواست دوستی پذیرفته نمیشه🚫

می‌خواسته ببینه تو پات میلغزه یا نه یا که مریض بوده

البته ی شماره عجیب و غریب هم انداخته بود تو سطل آشغالی عجب بیشعوری بود اخه من نه نگاش کردم نه چیزی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792