2777
2789
وای نترسیدی بابات بگه نه/؟

اگه میگف نه یکم روحیم  خراب میشد ولی بلاخره یکی دیگه پیدا میشد خخخ زیاد نگران این موضو نبودم چون اول دوستیمم واسه ازدواج دوست نشدم بعدا مطرحش کرد

(کسی که دوست داره،تو اوج سختی نه میره نه میذاره که بری)  دوووووستان عکس پروفایلم عکس دخترم نیست لدفا سوال نفرمایید  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ما دانشگاه باهم دوست شدیم اما به هم قول دادیم که اگه هر کدوم از خانواده ها گفتن نه دیگه اصرار به ازدواج نکنیم و عشقمون تا آخر فقط تو دلامون باشه توی اون یه سال و نیم دوستی خودمونو شناختیم و همسرم اون موقع بدون اینکه من بدونم پدرشو در جریان کامل دوستیمون میذاره که حدودا یه سال از دوستیمون پدر شوهرم به من اس ام اس میداد با مضمون ادب و عرفان اون موقع شبکه های مجازی نبود و با این کارش چراغ سبز نشون داد منم که هلاک اینجور پدرا بودم،  اما توی اس ام اساش هیچی از خودم نمیگفت تا اینکه یه روز بهم پیام داد میخوام ببینمت رفتم و یه ساعت باهام حرف زد و به چالش کشید وقتی دید معیاراشو دارم واسه ورود به خانواده شون، با هماهنگی اومدن با خانواده ام آشنا شدن  و بعد از دو ماه رفت و آمد خانوادگی تو رستورانها و جاده چالوس جهت آشنایی اومدن خونه واسه خواستگاری، بعدم که دیگه بعلهههههه 

بزرگترین لذت در زندگی انجام کاریست که دیگران می گویند: تو نمی توانی !

ما ٤ سال دوست بوديم ...من به خانوادم گفتم اونم به خانوادش.. خانواده اونا از خداشون بود ولي خانواده من يكم ناراضي واسه همين ٤ سال دوستيمون طول كشيد تا شرايطش رو اوكي كنه ديگه با خانوادش اومدن خاستگاري اونم ٣ بار كه بعد يك سال نامزد بوديم و عقدو عروسي رو باهم گرفتيم.. الان هم خودمون راضي هستيم هم خانواده ها خداروشكر❤️❤️❤️ جفتمون ٤ سال سختي رو تحمل كرديم و پشت هم بوديم تا به هم رسيديم وگرنه همون اول به هم ميخورد

من ازدواج اول 2 3 سال دوست بودیم خانواده ها میدونستن هیچ مشکلی هم پیش نیومد کلا خانوادش خیلی مظلوم بودن تاریخ تولد سکه مهر کرد لام تا کام خانوادش حرف نزدن خدایی منم نگرفتم 

امروز جايي هستم كه خواسته ام و فردا جايي خواهم بود كه ميخواهم....
این میخواد نگه که دوست بودیم میخواد بگه محل کارم اومده منا دیده .امید وارم نقشش بگیره 

اگه قسمتتون باشه میشه اصلا جای نگرانی نیست 

واسه ما تو همون دوران عقد و نامزدی خیلی وقتا رابطمون به مو میرسید ولی بهم نمیخورد

(کسی که دوست داره،تو اوج سختی نه میره نه میذاره که بری)  دوووووستان عکس پروفایلم عکس دخترم نیست لدفا سوال نفرمایید  

من هنوز ازدواج نکردم...هم دوستیم هم فامیل  والا هر دوتا خانواده عتشق همیم...مامانش از خداشه و میگه کاش عروسم بشی...مامتنم هم‌ یه یه بار اسمشو میگه ۱۰۰‌تا اسمش از دهنش در میاد

گر نگهدار من آنست که من‌میدانم                                   شیشه را در بغل سنگ‌ نگه میدارد    

من با همسرم ۱ سال دوست بودم دومین باریم که دیدمش مامانشو اورد رفتیم کافی شاپ...خونواده همسرم کلا اطلاع داشتن از طرف من فقط مامانم میدونست و سرهرقراری که میرفتم مامانم درجریان بود و کنترل میشدم..

بعد از یک سالم اومدن خواستگاری و ۸ ماه نانزدی و عقدم طول کشید و الان یه ساله ازدواج کردیم.

اونایی که میگن با دوست پسر ازدواج نکن شاید زود وابستع شدن و طرفو واقعا نشناختن.و از روی احساس بله گفتن...

من همه جوره همسرمو محک زدم تا بله گفتم.

بنظرم اگه با مامانش راحته بهش بگه یکسو دوست دارم و همو ببینید.

اصلا هم فکر اوضاع مالی اونا نباش.اعتماد به نفستو ببر بالا و عزت نفس داشته باش..انشالله هوشبخت بشی عزیزم

خدا جونم ینی میشه منم مامان شم؟؟؟

ما تو دانشگاه اشنا شديم

البته دوست نبوديم

سريع خانواده ها رو در جريان قرار داديم، خانواده من تقريبا مخالف بودن، يه سالي طول كشيد تو اين مدت هم با هم اشنا شديم،البته دوس دختر دوس پسر نبوديم ، من مثل ي خواستگار رسمي باهاش اشنا شدم.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز