اجباری ازدواج کردیم من نتونستم باهاش بسازم و طلاق گرفتیم الان میگه به رابطمون فرصت بده برگرد من بخاطرت حاضرم سبک زندگیمو عوض کنم و..
اسممو رو ترقوه سمت چپش تتو کرده
حوالی 9 صبحم یه دسته گل خیلی بزرگ فرستاد که همونجا که تحویل گرفتم بردم سر کوچه انداختم سطل اشغال تا به گوشش برسه
داره منو وابسته خودش میکنه و من اینو واقعا نمیخوام دوست ندارم برگردم بهش هرچی تهدیدش میکنم و حالشو میگیرم فایده نداره چیکار کنم