شوهرم پریشب رفته بود پیش دوستش یعنی عصری رفتیم بازار برا بچه لباس خریدیم وبعد بچم هی اسرار میکرد بریم خونه پدربزرگ وشوهرم مارو رسوند اونجا وگفت میرم یه قهوه میخورم ومیام بعد چند دقیقه زنگ زد ک من نشستم پیش علی(دوستش مغازه خواربار فروشیه)که تقریبا نزدیک خونه پدرشوهرمه
گفت ی ۴۰ دقیقه دیگه میام منم گفتم باش مابینش هی بهش زنگ میزدم ک کی میای گفت الان میام خلاصه وقتی اومد دیدم اون ساعتی ک پیش دوستش بود ۲ تا برداشت داشته یکی ساعت ۱۰ فیکس یکی ساعت ۱۰ ونیم
یه ۱۰۰ تومنی کشیده و یبار ۱۸۰ تومنی کشیده
و وقتی اومد شبش ک چک کردم دیدم پاک کرده
حالا روز بعدش ازش پرسیدم ک چیزی نخریده بودی وقتی اومدی پس اینا چیه کشیدی گفت بخدا یادم نیست من چیزی نخریدم شاید برا قبل باشه پیام برداشتی تازه اومده
و کلی توضیح میداد ک فکرتو مشغول نکن اصلا یادم نیست بخدا چیه و براچه زمانی بوده چون من اون زمان ک پیش علی بودم فقط ی قهوه ۱۵ تومنی گرفتم چیزی نخریدم
امامن بازم ته دلم آشوبه وشک دارم نمیدونم چکارکنم