دوستان سلام. من ازدواج کردم تو یه شهر غریب تنهام. هر وقت زنگ میزنم خونه مامانم بعدش میخوام با خواهرم صحبت کنم، به مامانم میگم گوشی رو بده بهش،یا میگه دستشوییه، یا همین الان رفت بیرون یا خوابه، یا اصلا خونه نیست در حالی که صداش میاد.به گوشیشم که زنگ میزنم هیچ وقت جواب نمیده، هر وقت خودش کاری داره زنگ میزنه، که اونم نهایتا سالی دو سه باره، واسه احوال پرسی اصلا زنگ نمیزنه.به شدتم از همه توقع داره و به کل فامیل میگه بی شعورن که دروغم نمیگه اما، آیا با این توصیف ها رفتارهای خودش درسته؟ من حق دارم از دستش ناراحت بشم یا نه؟ تاحالا چندبار خودمو لعنت کردم که دیگه بهش زنگ نزنم یا اگه به مامانم زنگ زدم نگم گوشی رو بهش بده اما عبرت نمیگیرم.به خدا هیچ دوستیم ندارم که گاهی بخوام به اونا تماس بگیرم خیلی تنهام😢
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مامانم از بچگی نمیذاشته با کسی بازی کنم که بی تربیت نشم، دیگه واسه همین تو شهر مامانم اینا که دوستای مدرسه و دانشگاه هستن در حد اینستا دنبالشون میکنم، اینجا هم که چند ساله اومدم جایی نبودم که بتونم دوست پیدا کنم. یه باشگاهی میرم گه گداری که اونم تا حالا قسمت نشده
دقیقا خانم بعضی از آدما اصلا نمیخان قبول کنن که رفتارشون اشتباهه تو این موارد یا باید ...
ممنونم حتما همین کارو میکنم. اما خوب آدمیه که مدام از همه گلایه میکنه، مثلا تازه ازدواج کرده مدام از فامیلا ایراد میگیره که چرا زنگ نزدن بهم تبریک بگن، چرا پاگشام نکردن و چیزای دیگه، اما ایرادای رفتاری خودشو نمیبینه. خیلی حق به جانبه متاسفانه
آها آره اوایل سخته اما بعد کم کم عادت میکنی .بزار بفهمه چقدر رفتارش زشته. البته اینم بگم بعض ...
اخه خواهره 😐😐😐یکم باید با فامیل فرق داشته باشه. اگه فامیل یا دوست باشه آدم کمتر ناراحت میشه، اما از خون آدم اینجوری رفتار کنه خیلی غم انگیزه. بخدا من مادر همسرم تقریبا هر روز بهم زنگ میزنه حالمو میپرسه یا میگه فلان چیزو پختم بياين اینجا، اگه نرم هم واسم میذاره کنار یا میده برام بیارن اون وقت خانواده خودم مثل یخ میمونن ، اسم مادر شوهرا بد دررفته. ممنون عزیزم یکم آروم شدم با شما صحبت کردم