و سایت بیشتر از این حرفا مریض داره که بخوام جدا نظرم رو بگم
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
اینجا مینویسی کسی دلش میخواد مدیون میشی و برات بی برکتی میاره
پیشنهاد منه که تاپیکو قفل کن و خدا رو شکر کن
من روانشناس نیستم پس جواب اشخاص ناراحت و عصبانی و بی ادب رو نمیدم که حالشون بدتر نشه / جنسیت ، اسم ، محل تولد ، سکونت ، نژاد ، قوم ، دین ، مذهب ، گذشته ، حال ، اینده ، رنگ پوست ، چشم ، قد ، وزن ، زبان ، سن ، سواد اصلا مهم نیستن / انسانیت ، امانت داری ، ادب و اداب خیلی مهم هستن / اکثرا رو دوست داشته باش و به عده کمی عشق بورز و به هیچ کس اعتماد و خیانت نکن / با ادبها و بی ادبها خیلی مهمن چون اداب زیستن رو به انسانها یاد میدن / پیشاپیش از همه عزیزان و سروران تشکر و عذر خواهی میکنم / اگه جواب کسی رو ندادم حمل بر بی ادبی نشه یعنی تعلیق شدم یا به سرای باقی شتافتم
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
گفت هر کسی رو تـوی قبــر خودش میذارن عیسی بـه دیــن خود، موسی بـه دیــن خود به ما چه ربطی داره بقیـه تـو جامعه چیــکار میکنن اما نشنیده بـود از پیامبر اسلام که : یـک فـرد گنهکار، در میـان مردم هماننــد کسی است که با جمعی سوار کشتــی شود و به هنــگامی که در وسط دریــا قرار گیـرد تبــری برداشته به سوراخ کــردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتـراض کننــد در جواب بگویــد من در سهم خود تصــرف میکنــم ! اگر دیــگران او را از ایــن عمل خطرناک بازندارنــد، طولی نمیکشد که آب دریــا به داخل کشتـی نفوذ کــرده و یکباره همه ساکنان کشتــی را به همراه کشتــی در دریا غرق می کنــد
گفت هر کسی رو تـوی قبــر خودش میذارن عیسی بـه دیــن خود، موسی بـه دیــن خود به ما چه ربطی داره بقیـه تـو جامعه چیــکار میکنن اما نشنیده بـود از پیامبر اسلام که : یـک فـرد گنهکار، در میـان مردم هماننــد کسی است که با جمعی سوار کشتــی شود و به هنــگامی که در وسط دریــا قرار گیـرد تبــری برداشته به سوراخ کــردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتـراض کننــد در جواب بگویــد من در سهم خود تصــرف میکنــم ! اگر دیــگران او را از ایــن عمل خطرناک بازندارنــد، طولی نمیکشد که آب دریــا به داخل کشتـی نفوذ کــرده و یکباره همه ساکنان کشتــی را به همراه کشتــی در دریا غرق می کنــد
من راجع به انتخاب رشته راهنمایی کردم سه تا درخواست دوستی گرفتم 😐 قبلا خانوما هم به ندرت درخواست دوستی میدادن
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
من چند سال نبودم تازه امشب کاربریم باز شده و واقعا متعجبم که چقدر تعداد مریضا زیاد شده من راجع به ...
بدیش این که مردا زیادواردسایت شدن یه نمونشم ایشون که خیلی تابلوعه نینی یارهم پیگیری نمیکنه بعضی مسائل رو ، به هرحال باید مردوزن بودن روتشخیص بدن
گفت هر کسی رو تـوی قبــر خودش میذارن عیسی بـه دیــن خود، موسی بـه دیــن خود به ما چه ربطی داره بقیـه تـو جامعه چیــکار میکنن اما نشنیده بـود از پیامبر اسلام که : یـک فـرد گنهکار، در میـان مردم هماننــد کسی است که با جمعی سوار کشتــی شود و به هنــگامی که در وسط دریــا قرار گیـرد تبــری برداشته به سوراخ کــردن موضعی که در آن نشسته است بپردازد و هرگاه به او اعتـراض کننــد در جواب بگویــد من در سهم خود تصــرف میکنــم ! اگر دیــگران او را از ایــن عمل خطرناک بازندارنــد، طولی نمیکشد که آب دریــا به داخل کشتـی نفوذ کــرده و یکباره همه ساکنان کشتــی را به همراه کشتــی در دریا غرق می کنــد