عقدیم از هم دوریم اون بلوچ زاهدانه من لک
دلمون بچه میخاد ولی به زودی نمیتونیم برین سر خونه زندگیمون شاید دو سه سال دیگ کاش زودتر این دوری تموم بشه
از وقتیم گفتم تا شب عروسی رابطه نباشه چیزی نگفته ولی ت تصویری میبینمش طفلک متوجه اذیت بودنش میشم
هوف چقد سخته غشقت شهر دور باشه
اوناهم زیاد خوب نمیدونن زن عقدی خونهذمادر شوهر بمونه وقتی دوماد هستش برا همینم نمیشه رف موند زاهدان ی مدت