2777
2789

چطور با مرگ تدریجی پدرم کنار بیام

داره ذره ذره مثل شمع جلوی چشمم آب میشه

دارم از غصه میترکم

پدرتون چطور آسمونی شد؟

روزای آخر چه کارایی براش کردید ؟ از چی باهاش حرف زدید؟

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام

پدرم ناگهانی رفت !

بهتر میشی با گذر زمان 

من انقد کف خونه نشستم و خودمو زدم که بدنم زخم شد 

ولی بهتر میشی .


عرب ملک غزه کجا من کجا! فلسطین کجا! عشق به میهن کجا .هزاران چو لبنان و آن و این .فدای یک خشت ایران زمین .اگر طرفدار حق نیستی .برای ناحق هم کف نزن .

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

پدرم ناگهانی رفت ! بهتر میشی با گذر زمان  من انقد کف خونه نشستم و خودمو زدم که بدنم زخم شد&nb ...

ایکاش مال منم یه دفعه میشد

دارم میسوزم

ذره ذره آب شده

بابای قشنگ قد بلند چارشونه من شده پوست استخون 

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام

کلا از وقتی بیمار شد تا فوت کرد دو ماه کشید، ما منتظر درمان و معالجه بودیم اما... روزای آخر تو آی سی یو و حالت کما بود هییییچچچ کاری براش نکردیم یعنی نمیشد نمیتونستیم😭😭😭😭😭

چه استراحت خوبیست در جوار خودم😊خودم،برای خودم،با خودم،کنار خودم🙃

۴سال میشه هنوزم نتونستم کنار بیام با نبودش:)حتی نمیتونم ب کسی بگم فوت شده چون خودم هنوز قبول نکردم: ...

چقدررررررر سخته😭😭😭😭

کاش حداقل اینجوری ضعیف نمیشد

دلم کبابها براش

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام

خیلی سخته من کرونا بابام‌گرف ازش دوربودم بخاطر آسم که خودم داشتم نمیتونسم برم شهزمون پیشش دیگه ی روز به سرم زدگفتم هرجوری میرم‌پیشش بچه ها برداشتم ورفتم توراه دیدم هی به داداشم زنگ میزنن هی ی حرفایی داداشم میزنه بابا کلیه اش درد داره باید برای هرچیزی خودمون اماده کنیم دیدم توموبایلم گروهاق فامیلی چندتا مسیج اومده ولی سریع پاک شده هی تودلم‌میگفتم نکنه بابا چیزی شده میترسیدم به زبون بیارم ی دفعه به داداشم‌گفتم بابا رفته دیدم داداشم وسط بیابون ماشین گذاشت شروع کرد به فریاد وگریه وحسرتی که به دلم موند وندیدمش دوماه ی هفته قبلش هی زنگ‌میزدبابا بیا دلم براا تنگه‌میگفتم بابا کروناهس میترسم بیام‌ناقل باشم‌بگیری

۱۸ ساله پدرم فوت شدن،دبیرستان بودم این اتفاق تلخ افتاد بیمارشدن دوماه زمین گیر شد،هرچی بهش میگفتم آقا جون بخند اصلا نمیخندید بعد فوتش هرشب خوبشو میدیدم که دارم برام ازته دل میخنده،،خیلی جاها نبودشو احساس کردم همش دلم میخواست بابا داشته باشم 

سوختم بعد از پدرم 

خیلی دوسش دارم 

یک هفته اقبل فوتش زنگ زد بابا بیا ببینمت وقتی رفتم نگام نمیکرد 

حسم میگفت میخواهد دل بکند 

گفت بابا منتظرم مرگم فرا برسه 

خیلی دوستم داشت بین بچه هاش 

عکسش به دیوار خونه ام هست داره لبخند میزنه

کلا از وقتی بیمار شد تا فوت کرد دو ماه کشید، ما منتظر درمان و معالجه بودیم اما... روزای آخر تو آی سی ...

من دو ماهه دارم زجر کشیدنش رو میبینم

مثل بچه ها شده

بمیرم براش😭😭😭

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
ایکاش مال منم یه دفعه میشد دارم میسوزم ذره ذره آب شده بابای قشنگ قد بلند چارشونه من شده پوست استخ ...

عزیزه دلم 😪😪😪

مام پدرمون گویا مریض بوده به ما نمی‌گفت هر روز لاغر تر میشد 


عرب ملک غزه کجا من کجا! فلسطین کجا! عشق به میهن کجا .هزاران چو لبنان و آن و این .فدای یک خشت ایران زمین .اگر طرفدار حق نیستی .برای ناحق هم کف نزن .

من دو ماهه دارم زجر کشیدنش رو میبینم مثل بچه ها شده بمیرم براش😭😭😭

دقییییقا پدر منم از درد نمیتونست بایسته، چهار دست و پا میرفت😣😣😣

چه استراحت خوبیست در جوار خودم😊خودم،برای خودم،با خودم،کنار خودم🙃

خیلی سخته من کرونا بابام‌گرف ازش دوربودم بخاطر آسم که خودم داشتم نمیتونسم برم شهزمون پیشش دیگه ی روز ...

بمیرم برا دلت

کاش میرفتی

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
سوختم بعد از پدرم  خیلی دوسش دارم  یک هفته اقبل فوتش زنگ زد بابا بیا ببینمت وقتی رفتم نگ ...

روزای آخر براش چکارایی کردی؟ از چیا باهش حرف زدی؟

سنگ گران در دست ایام مغلوب آب نرم میگردد سرانجام
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز