همسایمون همه رو مسخره میکذد خودشو خدا میدونست هرکاری میخواست با بقیه میکرد و اگ همون کارو باهاش میکردی بهت میگفت تو مگ کی هستی ک این کارو میکنی با من!!
خیلی پز میداد
غیبتتتتت ک اوووه
شوهرش رفت با زن همسایه لاس زد ریخت رو هم
پسرشم ک زنه عاشقش بود رفت با ی زن 15 سال بزرگتر با دوتا بچه ازدواج کرد
انقدر این حرص خورد دست چپش بالا نمیومد