2777
2789
عنوان

مامانم بده

340 بازدید | 25 پست

و من حالیم نبود بلد نبودم و هر بار دعوا راه مینداخت جیغ میکشیدم استرس میگرفتم گریه میکردم عصبی میشدم حرص میخوردم زجه میزدم و الان مریض شدم

نمیخوام دیگه ببینمش کاش بتونم ازین خونه برم تا دیگه این زن حسود ازارگر که باعث بدبختیمه رو نبینم

میخواستم خودکشی کنم ولی گفتم شاید زندگی بدون اینو بتونم یروز تجربه کنم پس زنده بمونم و برای رسیدن اون روز تلاش کنم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

نظر ندی بهتره  این چ حرفیه


نظر من اینه 

تیکر بارداری نیست امیدارم هرکس که تلاش میکنه به هدفش برسه🤍با خوندن این امضا برای آدمای هدفمند و هدفای قشنگشون یه صلوات بفرست 🫂 مطمئن باش میرسی 

چرا چرت و پرت میگی به بچه 

به نظر من اگه بمیره راحت تره تا اینکه از مادرش جدا شه چون پروسه سختیه 

تیکر بارداری نیست امیدارم هرکس که تلاش میکنه به هدفش برسه🤍با خوندن این امضا برای آدمای هدفمند و هدفای قشنگشون یه صلوات بفرست 🫂 مطمئن باش میرسی 

درکت میکنم  منم تو عمرم محبت مادری ندیدم  عین نامادری بود برام شاید بدتر دیگ بیخیالش شد ...

واقعا میگی؟ ینی عین منی تو ام؟ الان دیگه تو زندگیت نیست؟ تونستی حذفش کنی و ارامشو تجربه کنی؟ 

ببین من دیگه الان راحته برام که ادمای سمی رو حذف کنم ولی مامانمو نمیدونم چجوری با این قضیه که این همه بهم دسیب جسمی و روحی زده کنار بیام

همش یادم میفته ناراحت میشم. اون راحت هم اذیتم میکنه هم باهام قهر میکنه و هر سری خودم میرم بهش محبت میکنم ولی دیگه حالم بهم میخوره نمیخوام دیگه باهاش حرف بزنم ولی چون باهاش زندگی میکنم سخته 

به نظر من اگه بمیره راحت تره تا اینکه از مادرش جدا شه چون پروسه سختیه 

بچه دو ساله هم نیست که بدون مامانش بمیره.

این یک 

دو اینکه شما بر اساس زندگی خودت داری نسخه میدی . از کجا معلوم که پشت این اکانت یه نوجوان ناراحت و دلشکسته نباشه که تو به راحتی بهش میگی برو خودتو بکش . 

خیلی از ما توی اون سن اون حس و تجربه کردیم با خانواده هامون ولی الان به هیچ وجه نمی‌خوایم بمیریم . ولی حرف شما ممکنه باعث یه تصمیم هیجانی بشه .

پس لطفاً قبل حرف زدن یکم فکر کن ممنون 

عزیزم باهاش صحبت نکن  چیزی گفت جواب نده  وانمود کن نمی بینیش اصلا وجود نداره  کم ک ...

امتحان کرده ام اینو گاهی وانمود میکنم که وجود نداره و دقیقا کلی فشار میخوره و سعی میکنه یجوری حرصمو دراره که یه واکنشی ازم بگیره

بعد من انقد ساده و بیچاره بودم که راجع به اینکه "خودشیفتس" کلی وقت گذاشتم باهاش حرف زدم بعد اینم رفته پیجای مربوط به شناختن خودشیفته ها رو فالو کرده و همون حرفارو به خودم میزنه 

امتحان کرده ام اینو گاهی وانمود میکنم که وجود نداره و دقیقا کلی فشار میخوره و سعی میکنه یجوری حرصمو ...

متاسفانه آدم موقع دعوا یادش می‌ره که نباید حرف بزنه ولی بنظرم همین بهترین کار بی محل کردن و نادیده گرفتنه.

حرف عادی هم باهاش نزن حتی سلام خدافظ 

پدرتون فوت شده ؟

نه پدرمم ازارگر بود و من باهاش کلا حرف نزدم و خیلی اوکی شد چون نمی دیدمش هر وقت میاد خونه میرم تو اتاقم تا جایی که میشه فاصله گرفتم ازش ولی به مامانم همه چیو میگفتم دردودل میکردم و همش پیششم و خیلی اذیتم کرد و هنوزم ادامه داره خیلی شدیدا بهم غر میزنه که تو باعث بدبختی ما هستی باید شوهر کنی گم شی ازین خونه بری بیا ظرفا رو بشور یالا خونه رو جارو کن غذاتو خودت درست کن من ازت بدم میاد بمیر و ازین حرفا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز