ن تو یه خونه ایم
ولی رفته رفته سرد شدم نسبت بهش
تا الان نشده باهاش درد و دل کنم !
نشده از یه پسری خوشم بیاد برم بهش بگم هم خجالت میکشم هم میدونم خوشش نمیاد حس بدی میگیریم نمیگم
خاهر هم ندارم
همه چیو میریزم تو خودم
بچگی باهم بحث میکردیم ناراحت میشد منم ناراحت میشم میرفتم معذرت خواهی الان عین خیالم نیس..
خییلی وقتا ک بی دلیل میاد بهم گیر میده حرصم میده عصبیم میکنه منم بدیایی ک بهم کرده رو میکوبم تو صورتش میگم نمیبخشمت ازت متنفرم ...انقد ک دیگ میگ ازم متنفری روانی شدی منم میگم اره روانیم دوس دارم روانی شدم
دیگ مهم نیس برام از بچگی هم مثل خاله زن عمو اینا بوده برام حس مادری هیچوقت نداشته یا میزده منو یا نفرینم میکرده تو دعوا هیچوقت پشتم نبود بدتر منو میزد
اگ بخوام شوهر کنم بخاطر خانوادمه🥲
کاملا درکت میکنم بیخیال باش فقط🫂
قبلا هرچی بهم میگفت ناراحت میشم الان اصلا