2777
2789
عنوان

عدم احترام

| مشاهده متن کامل بحث + 773 بازدید | 68 پست
آره خیلی محترمانه بگو که هم حرمتت حفظ بشه و هم اوناخجالت زده بشن 

اره .با حال ناراحت نمیگم فقط گلایه ریزی می‌کنم.بعدش میگم همه رو درجریان بودم شوهرم بهم میگف ولی انتظار داشتم شما بگین😁اینکه بگم شوهرم همرو بهم میگف خیلی اونارو میسوزونه ک ما نمیخاسیم بدونه و قبل ما درجریان بوده😂👊

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اره .با حال ناراحت نمیگم فقط گلایه ریزی می‌کنم.بعدش میگم همه رو درجریان بودم شوهرم بهم میگف ولی انتظ ...

دمت گرم آفرین اصلا خودت رو ناراحت نشون نده کم نیار برو تو دلش تو میتونی 😘😍🤣

خدایا شکرت برای هر چالش جدیدی که منو به رشد وادار میکنه🌱

جدی؟عقد اومد؟

سلام نه عقدهم ندیدمش نمیدونم دعوتش نکردن یا کردن بعد توی مهمونی دیدمش چندباری هم گفت پس داداش وزن داداشتون کحانگفتن نیومدن کلا برادرشوهرم مدلش اینجوریه خالا هم کل خاندادن رو به جنگ انداخته

سلام نه عقدهم ندیدمش نمیدونم دعوتش نکردن یا کردن بعد توی مهمونی دیدمش چندباری هم گفت پس داداش وزن دا ...

خب پس .چرا خانواده بهم زدن شاید ب شما الکی اینجوری رسوندن.والا خانواده های شوهر همینن همرو بد میگن.شاید چون عقد دعوت نشده اینم هیچ جا نمیره

خب پس .چرا خانواده بهم زدن شاید ب شما الکی اینجوری رسوندن.والا خانواده های شوهر همینن همرو بد میگن.ش ...

نه خواهرشوهرام خوبن برادرشوهرم بدجنسه برای جشن عروسیمون هم انقدر عموی شوهرم رفتن خونش راضیش کردن بیاد کلا مدلشه جایی نمیره میشناسمش زنش حالا خواهرش ماشین بلده همراه خواهرش همه جا میره به شوهرش باشه جایی نمیذاره برن شوهرشش گوهه گوه اگه بدونی چطوراموال پدرشوهرمو کشیده بالا حالا داره گندش درمیاد دونه دونه زمین هایی که قولنامه هاشو دزدیده داره میفروشه خواهرشوهرام هم میدونن اما به خاطر ابروشون چیزی بهش نمیگن 

خب پس ایشون خرابه.من ک مظلومم میدونن ادم خوبی ام کارشون خیلی بد بود

زیادی مظلوم نباش سوارت میشن درحد خودشون بهشون احترام بذار جاریم ادم بدی نیست بی سرزبونه خواهرشوهرامم ۱۴سالی که من عروسشون بودم کاری بهش نداشتن یبارهم بدش رو نگفتن اماخب همه میدونند مشکل داداششونه راضیه غریبه بخوره اما هیچی به خواهراش وبرادرش نرسه تاپبک های دیگت هم خوندم اومدی غریبی چی بگم دوستم یه جوری شوهرتو راضی کن ماشین یاد بگیر همونجا باش خانوادگی بالای سربچه هاتون قلق شوهرتو بدست بیار دعای محبت بخون باهر رفیقی میگرده دونه دونه بدشون رو بگو همینجوری راه میره تا شوهرت زیاد با اونا نباشه من همینکارو کردم رفیق بازترازشوهرمن نبود الان رسیده به یکی دوتا تازه اونم هفته ای یبار اگه بیرون ببینه سلام کنه بیشتر وقتش کارشه وباغ رفتن اینا کاری بهشون نداره

زیادی مظلوم نباش سوارت میشن درحد خودشون بهشون احترام بذار جاریم ادم بدی نیست بی سرزبونه خواهرشوهرامم ...

مرسی.من رفقاشونمیشناسم .هرچی هم بد باشه بازم هواشونو داره.اره صب تا شب ک بیکار باشه کنار دوستاشه بخدا بزور میکشونم خونه.خانوادش هم چی بگم خیلی اذیتم کردن ناحق دوتا از خاهرش از روی حسادت زندگی مو سیاه کردن .اون یکی دوتاخاهرش خدایی ذاتشون خراب نیس .اما اون دوتا اینارم بردن تیم خودشون علیه من. هرچی ب شوهرم مبگم میگه تو بدذاتی .خودشم علنا بهم گف خاهرام میگن طلاقت بدم من اگ نمیخاستما حرف اونارو گوش داده بودم تاحالا. میگه صدبار گفتن.خودش اعتراف کرد میگم خب ببین میگم دوسم ندارم حسادت میکنن زمین بزنن منو چرا باز میگی اونا کاریت ندارن .میبینی تو طلاقم نمیدی ازارم میدن بینمون رو غیرمستقیم بهم میزنن تا جدا شیم .میگه نه الا بلا تو بدی .مشکلم اینه شوهرم باورم نداره خیلی ازین بابت زجرم میده.اعتماد کامل هم بهم داره ب خانوادمم گفته دخترتون مقصر نیس خاهرام مقصرن چکارشون کنم نمیتونم ک بزنمشون.بازم میگه اونا خوبن کارت ندارررن..دستشونو ک تو دعا طلسم .خدانگذره ازشون شرشون ب زندگی خودشون الهی

کدوم مسخرس.ن شوهرم همه اعضا خانواده رفتن

بعدا خوندم

اینکه همه حتی شوهر شما بودن ولی شوهرتون بهتون نگفته بنظرم خیلی حس بدی میده


اول فکر کردم خیلی خودمونی و‌ققط پدر مادرا بودن بعد دیدم بله برون هم کردن و شما رو نگفتن


بنظرم خیلی شفاف باهاشون صحبت کنید، با سرسنگینی چیزی درست نمیشه بنظرم اول از همسرتون توضیح بخوایید

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
بعدا خوندم اینکه همه حتی شوهر شما بودن ولی شوهرتون بهتون نگفته بنظرم خیلی حس بدی میده اول فکر ک ...

شوهرم گف حالا مگ چیشده..میرم ب پدرمادر شوهرم میگم.م

نمیدونم چطور شروع کنم چ جمله ای بگم 

شوهرم گف حالا مگ چیشده..میرم ب پدرمادر شوهرم میگم.م نمیدونم چطور شروع کنم چ جمله ای بگم 

بنظرم خیلی محترمانه بی انکه تو صدات لرزشی باشه یا عصبانیت یا لحنت بد و صدات بلند باشه وقتی زنگ زدن برای عروسی دعوت کنن بهشون بگو من ازتون یه سوال دارم، ایا منو بعنوان اروستون و عضوی از خانواده دعوت میکنید یا بعنوان یک اشنا صرفا!

بگو میخوام رک حرفم رو بزنم، راستش تا الان من فکر میکردم عضوی از این خانواده هستم ولی وقتی این همه اتفاق مهم تو این خانواده افتاده و تصمیم گرفتید من ندونم به من این حس رو منتقل میکنید که من یه غریبه هستم، اگه واقعا نظرتون اینه خب من تو رفتارم تجدید نظر میکنم


اول باید دلیلشو ازشون بپرسی


بیشتر از هر کسی شوهرت باید باعث دلنوریت باشه، به شوهرت بگو وقتی یه چیز به این مهمی رو از کن پنهان کردی از کجا بدونم چیزای دیگه رو ازم قایم نمیکنی! با این رفتارها و ادامشثن رفته رفته صمیمیتی بین ما نمیمونه اینو میخوای؟


درکت میکنم، شوهر خواهر من رفته بود یه کشور دیگه اونم زمانیکه بیخ گوش پدر مادرم زندگی میکرد و چند سال بعد اتفاقی من فهمیدم پسر خالم میدونسته من و شوهرم نمیدونستیم و من به خواهرم و پدر مادرم گفتم وقتی همچین پنهانکاری هایی رو میبینم یعنی صمیمیتی در ما نبوده و متقابلا انتظار صمیمیت هم از ما نباید داشت نه که بخوام تلافی کنم ولی دلسردی به مرور ادم و غریبه میکنه

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792