خیلی ناراحتم
اصلا انگار منو نمیبینه
سرکار خواب سرکارخواب
امروز تولدش بود من بااون همه مشغله براش کیک پختم
سوپرایزش کردم ی بوسم کرد تشکر کرد
دیگ تموم
تموم واقعا
شب بروش اوردم
گف خو تشکرچطوریه اخه بهم بگو
شب هم شب بخیرنگفته خابش برد
چن بارم گفتمش
اما یکم شوخی کرد و دوباره همون طورشد
نمیتونم هی سرد وگرم بشه زندگیم
بقیه هم تحت فشارم میذارن برابچه
چیکارکنم برا سردیش
بهش میگم چته میگ چمه هیچیم نیس