بچه ها فکرم خیلی داغونه نمیدونم من حساسم یا ن
منو نامزدم عقدیم دیشب اومدم خونه مادرشوهرم اینا رفتیم خاستگاری برای برادرشوهر کوچیکم بعدش اومدیم خونه صبح مامانشو باباش گیر دادن به نامزد من بریم کاشان برای خونشون فرش بخریم خرج خانوادرو هم نامزدم میده به منم نگفتن بیا بعد نامزدم گیر داد توام بیا توام بیا بریم منم دیدم پدر مادرش علاقه ای ب رفتن من نشون نمیدن نرفتم هرکاری نامزدم کرد نرفتم باهاشون از این ور واسه این کاراشون فقط همسر منو میبرن ولی یهو همون برادر شوهر ک رفتیم خاستگاری دیشب امروز میخواد با خانواده نامزدش بره اصفهان هیچوقت دنبال کارای اینا نیوفتاد الانم یاد گرفتن از نامزد من بیگاری بکشن خودشم نمیفهمه
بنظرتون باید میرفتم باهاشون که بدونن نامزدمو تنها نمیزارم یا ن؟؟؟ الانم بره نمیدونم چقدر پول فرش میده ولی منه خاک تو سر چند روزه روم نمیشه بگم پول بده اصلا حالم بد شد