2777
2789
عنوان

نامزدم با پدرش مادرش رفت خرید

444 بازدید | 27 پست

بچه ها فکرم خیلی داغونه نمیدونم من حساسم یا ن

منو نامزدم عقدیم دیشب اومدم خونه مادرشوهرم اینا رفتیم خاستگاری برای برادرشوهر کوچیکم بعدش اومدیم خونه صبح مامانشو باباش گیر دادن به نامزد من بریم کاشان برای خونشون فرش بخریم خرج خانوادرو هم نامزدم میده به منم نگفتن بیا بعد نامزدم گیر داد توام بیا توام بیا بریم منم دیدم پدر مادرش علاقه ای ب رفتن من نشون نمیدن نرفتم هرکاری نامزدم کرد نرفتم باهاشون از این ور واسه این کاراشون فقط همسر منو میبرن ولی یهو همون برادر شوهر ک رفتیم خاستگاری دیشب امروز میخواد با خانواده نامزدش بره اصفهان هیچوقت دنبال کارای اینا نیوفتاد الانم یاد گرفتن از نامزد من بیگاری بکشن خودشم نمیفهمه

بنظرتون باید میرفتم باهاشون که بدونن نامزدمو تنها نمیزارم یا ن؟؟؟ الانم بره نمیدونم چقدر پول فرش میده ولی منه خاک تو سر چند روزه روم نمیشه بگم پول بده اصلا حالم بد شد 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کلا مقصر خودتی هیچ وقت تنهاش نزار حتی اگه بهت بگه نیا تو برو و عادت بده شمارو با هم ببین ...در ضمن باشی بهتر میفهمی هزینه هارو 

کاش آدم ها مثل زنبور عسل بعد از هر نیش زدن میمردن 💔 👈👈👈👈👈👈👈لایک نکنید 👉👉👉👉👉👉👍👈👈👈👈👈👈درخواست دوستی قبول نمیکنم👉👉👉👉 اگه امضام خوندی 👈👈👈میشه دعا کنید تو دلیم پسر باشه و سالم آخه وقتی فهمیدم باردارم که بابام به آغوش خدا رفت  😔 میخام اسم بابام روش بزارم 😭خدایا روح بابام در آرامش باشه 🙏😭 اگه دوست داشتید براش صلوات بفرستید ممنون میشم 🌷

اونا نباید بهت میگفتن بیا شوهرت باید میگفت که گفت مام هرجا بخوایم بریم شوهرم از اول میگفت توهم بیا من میرفتم مهم شوهره که ارزش بذاره و اینکه خرج کن تا شوهرت یاد بگیره الویت تو و زندگیتونه

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

عزیزم قطعا قبل ازدواج اینو میدونستی 

باهاش کنار بیا 

به پدر و مادر رسیدن برکت میاره

خواهرم من همین بود همسرش خرج خانواده میداد خواهرم دلش بزرگه الانم زندگیش برکت داره

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

یعنی چی بیگاری؟ پسرشونه وظیفه‌شه 

حالا درمورد خرید و  خرج حقداری ولی الان نه وقتی زندگیتو شروع کردی

 نوعی سکوت وجود دارد، برای زمانی‌که شما به موضوع تسلط دارید ولی گوینده‌ای نادان با ژستی دانشمندگونه  پر حرفی می‌کند! و شما سخن‌گفتن را بی فایده میبینی! به ویژه که در هر سخن گفتن خطرخودنمایی، خودبرتربینی، فخرفروشی و اظهار فضل وجود دارد!فلذا به سر تکان دادنی بسنده می‌کنی و این روشِ شخصیت‌های رشدیافته می‌باشد.

تو مطمئن هستی اونا دستشون جلوی شوهر تو درازه از الاان گارد گرفتی؟

چه دارویی باید تجویز کرد برای ملتی كه گدايی را قناعت می‌نامند و زندگی در نکبت را صبر می‌دانند و با تبسمی بر لب اين حماقت را به گردن حكمت خدا می‌اندازند. گاندی
حتما چون شوهرت اصرار کرد و گفت بریم باید میرفتی ولی از این به بعد دنبالش برو

وای خدا دارم روانی میشم عیب نداره الان نرفتم؟اخه میرفتم این همه راهو چیکار خستگی فقط واسم میموند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792