صبح داشتم لباس شوهرمو اتو میکردم بعد اتوی دااااغه داغ یهو از رو میز کج شد افتادرو پام، همون موقع عسل زدم، بعدشم ارد و بعدشم سفیده تخم مرغ خلاصه هر چی بلد بودم زدم اما هنوزز میسوزه و داره تاوول میزنه ، میترسم جاش بمونه چیکار کنم؟
نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.