مامانم رفتن سفر یه ماهه من ۱۰روز اول عالی بودم ۱۰روز دوم بد نبود ۱۰روز سوم سخت بود و الان دیگه نمیکشم هر شب تا دم صبح بیدارم و یکی دو بار شوهرم و دخترم که خوابیدن نشستم گریه کردم
الانم اینقدر به مامانم فکر کردم که مغزم هستش (حامله ام و این حال داره اذیتم میکنه
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
"ارغوان میبینی؟ به تماشاگهِ ویرانیِ ما آمدهاند...""ملتی هستیم که هنوز خشنونت رو مردونگی، حماقت رو نجابت، شادی رو هرزگی، دزدی رو زندگی میدونیم؛ راه درازتری تا انسانیت داریم. و راه دراز تری تا آرامش و عشق." "مدرسه که میرفتیم، هربار که دفتر مشقمون رو جا می ذاشتیم معلممون میگفت: مواظب باش خودتو جا نذاری! ما می خندیدیم و فکر می کردیم نمیتونیم خودمونو جا بذاریم! بزرگ که شدیم بارها و بارها خودمونو جا گذاشتیم؛ توی یه کافه، توی یه خیابون، توی یه شعر..." " اگه سوال در زمینه کنکور تجربی داشتید بپرسید 📚🤍"
بخاطر تغییرات هورمونی حاملگی هم هست به مامانت زنگ بزن بگو اگر ممکنه زودتر برگردن با همسرت ص ...
دقیقا من دو سه شبه کلا استرسی شدم همش میگم اگه یه روزی خدایی نکرده کاریش بشه مامانم من واقعا دق میکنم همین الان میدونم حالش خوبه فقط چون دلتنگم تو این حالم خدا به دادم برسه همسرم و دخترم خیلی با محبتن و هوامو دارن تا میام سرمو گرم کنم نمیشه اصلا تمرکز ندارم همش استرس دارم
خاله هام نمیزارن مامانم برگرده وقتی میگم نمیتونم تحمل کنم میگن تو لوسی 🤷🏻♀️
به این فکر کن که داره عشق و حال میکنه و حال دلش خوبه.
"ارغوان میبینی؟ به تماشاگهِ ویرانیِ ما آمدهاند...""ملتی هستیم که هنوز خشنونت رو مردونگی، حماقت رو نجابت، شادی رو هرزگی، دزدی رو زندگی میدونیم؛ راه درازتری تا انسانیت داریم. و راه دراز تری تا آرامش و عشق." "مدرسه که میرفتیم، هربار که دفتر مشقمون رو جا می ذاشتیم معلممون میگفت: مواظب باش خودتو جا نذاری! ما می خندیدیم و فکر می کردیم نمیتونیم خودمونو جا بذاریم! بزرگ که شدیم بارها و بارها خودمونو جا گذاشتیم؛ توی یه کافه، توی یه خیابون، توی یه شعر..." " اگه سوال در زمینه کنکور تجربی داشتید بپرسید 📚🤍"