خانوادش خیلی ادمای حساسین یه پسر جوون از دست دادن الان یه دختر مجرد دارن با همسر من یعنی فوق العاده حساسن مادرش فکر میکنه مامان من میخواد پسرشو بگیره ازشون سر هرچیزی حرف در میاره برامون منم خیلی بی سیاستم شوهرمم کلا دهن خانوادشو نگاه میکنه اصلا نمیدونم چش شده همش میگه نمیخوام باهات زندگی کنم
اگه خانوادش یکم منطقی بودن تا الان ده بار باید میگفتن برو به زنت زنگ بزن همین زنگاییم که میزنه و تهدیدم میکنه به طلاق قایمکی از باباش زنگ میزنه