سلام من ده ماهه عقدم قرار بود ماه بعد برم سر زندگیم که نقریبا ۲۰ روزه با نامزدم سر حرف خواهرش دعوا کردم تو دعوا خیلی اعصابم خورد شد به همسرم گفتم تو بی غیرتی که خواهرت با من اونجوری صحبت کرد و من دیگه زن تو نیستم اون اولش سعی کرد منو اروم کنه ولی بعد یکم یهو عصبانی شد و خیلی بد باهام حرف زد کلی ازش معذرت خواهی کردم ولی قبول نکرد و گفت این مشکلو با خانوادش در میون میزاره و من فرداش ازش خواستم بیاذ حضوری حرف بزنیم اومد و خیلی عصبانی بود و همش میگفت چک مهریتو میکشه بابام میزاره جلوت بعد حرف زدیم و اروم شد قرار شد فراموش کنه حرفای منو رفت خونه و پیام داد قرار بزار فردا باباتو ببینم قرار گذاشتم ولی بعد خودش قرارو کنسل کرد و بابام بهش زنگ ژد جواب نداد بعد بابام به پدرش زنگ زد پدرش گفت باید بیاید حضوری حرف بزنیم ماام قرار بود بریم سفر پدرم گفت من میخوام برم سفر گفتن برو بیا حرف میزنیم همسرم منو از همه جا بلاک کرده بود و جوابمو نمیداد بعد هشت روز من بیمارستان بودم حالم بد شد بابام بهش زنگ زد و باهاش تند برخورد کرد که اینکارا چیه حالا با منو بابام لج افتاده زنگ زد بهم خیلی فحشای بدی بهم داد و گفت نه طلاقت میدم نه باهات زندگی میکنم اصلا نمیزاره حرف بزنم همش به خودمو خانوادم توهین میکنه دوسش دارم نمیتونم ازش جدا شم اخه تو این ده ماه عقد از گل نازک تر بهم نگفته
به نظرتون برمیگرده؟ اصلا حاضر نیست باهام حرف بزنه همش میگه شما بیخیالید نمیاید مشکلو حل کنید بعد میگه بابات بیاد منم بد باهاش حرف میزنم همش فحش میده تاحالا اینجوری ندیده بودمش بابام زنگ زده قرار بزاره با باباش باباشگفته خبر میدم بهتون نمیدونم چیکار کنم قسم خورده که باهام زندگی نمیکنه میگه بهت علاقه ندارم بخدا قبل این دعوا خیلی خیلی دوستم داشت چیکار کنم به نظرتون دارم دیوونه میشم
اخه خیلی دوسش دارم نمیدونم چجوری فراموشش کنم دلم میخواد بیاد بریم زندگی کنیم مشکل اینجاست خیلی به ح ...
دقیق بگو بحث سر چی بوده
به جزء اون کلمه بی غیرت دیگه چیا گفتی ؟
این حجم از منت کشی که شما کردیو ادم برای فحش و کتکم نمیکنه چه برسه به یه حرف ساده
چیکار کردین ؟
خواهرش چیکار کرده بود؟
ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست.اینجا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می جنگیم. نکته عدالت این است :" همه وقتی برابر میشوند که مرده اند" ویکتور هوگو، بینوایان
دقیق بگو بحث سر چی بوده به جزء اون کلمه بی غیرت دیگه چیا گفتی ؟ این حجم از منت کشی که شما کر ...
سر خرید لباس عروس من عکس لباسعروسو برای شوهرم فرستادم رفت به مامانش نشون داد بعد به من نگفته بود که به مامانش نشون داده مامانش یهو اومد تو جمع گفت عکس لباس عروسو برا پسر من فرستاده لباس عروسو من باید بخرم نه پسرم ماام نمیخوایم لباس بگیریم بعد خواهرش بهم گفت سبک
منم به همسرم پیام دادم گفتم تو غیرت نداری که خواهرت با من اینجوری حرف زد من اگه زنت بودم اینجوری نمیکردی نمیزدی زیر همه چی اولش سعی کرد ارومم کنه ولی من بحثو کش دادم و برای اولین بار حرفای خیلی زشتی بهم زد
ببین حرفایی ک ت عصبانیت زده میشه بر خلاف روانشناسا اینو تون ک میگن اصلا مهم نباشه برات
یکی خود من یکم پیش با همسذم بحث کردم یعنی راضی ب مرگشم بچدم یکم پیش ولی ارووم ک میشم ادم پشیمون میشه حتی وقتی اونم مقصر باشه
مال مارو خانواده ها اومدن وسط داداشش پا در میونی کرد ب زور مارو برد ی جای خلوت بیرون خونه تا حرقامونو هاسته هامونو رو برو بزنیم ک باز نتیجه نگرفتیم زود وقت روانشناس خوانواده گفت بگیرم و بریم پیشش
سر خرید لباس عروس من عکس لباسعروسو برای شوهرم فرستادم رفت به مامانش نشون داد بعد به من نگفته بود که ...
عزیزم ایشون خودشم میدونه مقصره
دست پیش گرفته تا پس نیوفته
داره اینجوری رفتار میکنه که به اصطلاح گربه رو دم حجله بکشه
اصلا دیگه پیگیرش نباش
هم توهین کرده همم اینجوری ابروتو برده
اجازه بده پدرت رسمی باهاش صحبت کنه
در ضمن اصلا نگران نباش جدا نمیشین
ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست.اینجا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می جنگیم. نکته عدالت این است :" همه وقتی برابر میشوند که مرده اند" ویکتور هوگو، بینوایان