2777
2789
عنوان

رفتم مهمونی

119 بازدید | 7 پست

رفتم خونه ی مادر شوهرم اینا فقط الان یه حس غم تموم وجودم رو گرفته نمیدونم چرا . چیکار کنم یه ساعت مونده به سحر حتی حوصله ندارم غذا درست کنم . نمی‌دونم چرا انقدر بهم ریختم چیکار کنم 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چیزی شد اونجا مگه؟

بین خودشون دلخوری بود . مادر شوهرمم یه تیکه بهم انداخت خیلی ناراحت شدم . اصلا باهام حرفم نزد و همش تو اشپز خونه بود بیشتر افسرده شدم و به شدت حوصله ام سر رفت . الانم دارم با خودم فکر میکنم مگه من چیکار کردم که اینطوری رفتار کرد 

بی دلیل یعنی؟؟

نه بی دلیل نبود . مادر شوهرم اعصاب نداشت دلخور بود از دست پدر شوهرم . اصلا باهام حرف نمی‌زد دنبال کارای خودش بود افسرده شدم تو اون مدت همه جا سکوت . و یه تیکه هم انداخت بهم .من ساه نمی‌دونستم حتی که داره بهم تیکه میندازه 

درک میکنم ادم اعصابش بهم میریزه

میترسم شوهرم یه چیزی گفته باشه . آخه من همش از رفتارهای خانواده ی همسرم گلایه میکنم پیش شوهرم . خیلی این عادتم بده . ولی ازش که پرسیدم قسم خورد که هیچی نگفتم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108