من خیلی سعی میکنم احساسات بد خودمو کنترل کنم،دوسالی قرص افسردگی خوردم تحت نظر مشاور بودم ولی اصلا یادم نمیاد ما چه حرفایی زدیم و چیشد که بمن گفت خوب شدی،فقط میدونم که دلم نمیخواد جلو بچه ام گریه زاری کنم روحیه اش خراب شه همینطور همسرم ،ولی خیلی حالم بده یه روح زخمی دارم با خودم میکشم که مشکلات الآنم بهش اضافه شده و دیگه تکمیل شده ظرفیتم،ناامیدی سرتا پامو گرفته خشم دارم به خودم به آدمایی که بهم زخم زدن دلمو شکستن،چیکار کنم که با این همه استعداد هیچی نشدم و حسرتش ب دلم مونده و دیگه توانی نمی بینم که بخوام ادامه بدم ،هرکاری بهش فکر میکنم درنهایت انجامش نمیدم یا اول راه ولش میکنم،یه شغل خوب میخوام واسه خودم که مستقل بشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دوست عزيزم اگر مشاوره ام بريد وقتي خودتون نخواين كاري از پيش نميره … اول ميخوام بپرسم تا حالا شكر گزاري انجام داديد ؟ چرا همين كه خدا بهتون لطف كرده در كنار خانواده تون هستيد شكر گزار نيستيد ؟؟؟ دوست داريد با حال بدتون رو رابطه تون تاثير بزاره !
دوست عزيزم اگر مشاوره ام بريد وقتي خودتون نخواين كاري از پيش نميره … اول ميخوام بپرسم تا حالا ...
شکرگزاری میکنم زیاد،تمرین ستاره قطبی،نمازو دعا ،اکثر تایم ها حالمو نرمال نگه میدارم اما گاهی مثل الان به مرز فروپاشی میرسم،خسته ام از یه چیزایی از گذشته و یه رنجایی از الان،حس میکنم انقدر رنج هام انکار شد ه انقدر کاورشون کردم و نخواستم حل بشن خواستم پنهان بشن که یک دفعه با صد انرژی میخورم زمین و مثل الان حالم زیر و رو میشه
در مرحله اول باید تلاش کنی کنی خب برای خواستت تلاش کن.. ورزش کن من خودمم الان قرص میخورم&nb ...
از روزی که ناخواسته باردار شدم وقتی میخواستم برم سرکار تا الان که بچه ام سه سالشه،اکثر روزها تلاش کردم هر روز مطالعه کردم خواستم بهتر بشم اگاهیمو بالا ببرم، شب بوده تا صبح نشستم پای سیستم واسه آموختن ،ولی دیگه بریدم چون هیچ کدوم از استعدادهام به مرحله اجرا نمیرسه
نه برعکس خیلی خوبه همسرم، شرایط مالی و بیشتر اینکه چرا نشد خونه بخریم و پول خونه ای که اول زندگی نخریدیم الان دادیم پیش، این گرونی ها،میترسم از آینده چرا نباید دوتا آدم با تحصیلات عالی یه زندگی متوسط داشته باشن
نه برعکس خیلی خوبه همسرم، شرایط مالی و بیشتر اینکه چرا نشد خونه بخریم و پول خونه ای که اول زندگی نخر ...
عزیزم همین که شوهرت خوبه من باشم برام کافی بود خونه دارم ماشین هست ولی به خدا دلم خونه شوهر اعتیاد داره هر بلایی بگی سرم اورد کاش مشکل من مالی بود ولی شوهرم انقدر نامرد نبود