2777
2789
عنوان

اگه برید مهمونی پسر صاحب خونه بگه

536 بازدید | 15 پست

داداشم خونش طبقه پایین خونه پدرمه و پسر من بشدت علاقه داره ب پسر داداشم ک پانزده سالشه چند شب اخر شبا با بچه های خواهرم میرن پایین خونه برادرم بازی میکن شطرنج و...چندتا پسرن از ده ساله بگیر تا 25ساله روی هم شش هفتا میشن امشب من تا رفتم پایین پسر داداشم اومد گفت پسرتو نزار بیاد پایین پسرت را ببر بالا خیلی ناراحت شدم انقد دلم شکست منم با پسرم اومدم بالا تنها خابیدم اونا همه پایین خونه برادرم دارن بازی میکنن انقد پسرم گریه کرد خودم گریه کردم واقعا دلشکسته ام و ناراحتم چون پسر من جونشم میده برا بچه داداشم 

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

حق داری☹️ پسرت کوجیکه؟ اونا بزرگ ، درستع؟

تازه بقران من بخاطر پسرم کدعلاقه زیادی ب پسر داداشم داره موندم خونه مادرم وگرنه هربار ک‌میام ب پدرم اینا سر بزنم یه روز میمونم و برمیگردم 

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
اختلاف سنیشون که کمههه!  جطور نذاشت بیاد پایین چه عبضی من فکر کردم پسرت ۴،۵ ساله اس

بقران باورم نشد ک پسر برادرم این رفتار رو کرد

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
تازه بقران من بخاطر پسرم کدعلاقه زیادی ب پسر داداشم داره موندم خونه مادرم وگرنه هربار ک‌میام ب پدرم ...

پسر داداشت خیلی کم شعور و بچه است ببخشیداا البته

۱۵ سالشه چقدررر بی ادبههه

ای کاش گریه نمیکردین

ارزش نداره

متنفرم از این بچه های گستاخ هیچوقت یادم نمیره تازه عقد کرده بودم و رفته بودم خونه پدرشوهرم 

بچه خواهرشوهرم هی میومد زل میزد به من میگفت بزار ببینم تو خوشگلی یا اون یکی زندایی(جاریمو میگفت)

منم تازه رفته بودم تو اون جمع کلا حس بدی بهم دست میداد ننشم عوض اینکه  اونو  ادم کنه هرهر میخندید

مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد...

پسر داداشت خیلی کم شعور و بچه است ببخشیداا البته ۱۵ سالشه چقدررر بی ادبههه ای کاش گریه نمیکردین ...

بقران یه حس غربتی رو شونه هام سنگینی کرد حیف  خونمون شهر دیگه است وگرنه همین امشب برمیگشتم ب خونمون

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت

پی بچه هارو نگیرو خودتو درگیرشون نکن . شاید پسرت اذیتشون کرده یا بازیشون رو خراب کرده یا بازی بلد نیست و یا سروصدا میکنه . الکی که نمیگن ببرش . 

آنچه قسمت توست ساده از کنارت نخواهد گذشت

متنفرم از این بچه های گستاخ هیچوقت یادم نمیره تازه عقد کرده بودم و رفته بودم خونه پدرشوهرم  بچ ...

بقران نمیدونم چرا من روغن چشمم در میارم برا بچه داداشم

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
از بچه های بزرگ‌تر سوال میکردی که آیا شبهای قبل مشکلی پیش اومده بود با نه

عزیزم نه اصلا خود پسرم گفت چرا بریم بالا کی گفته بریم پسرمم تعجب کرد

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792