متنفرم از این بچه های گستاخ هیچوقت یادم نمیره تازه عقد کرده بودم و رفته بودم خونه پدرشوهرم
بچه خواهرشوهرم هی میومد زل میزد به من میگفت بزار ببینم تو خوشگلی یا اون یکی زندایی(جاریمو میگفت)
منم تازه رفته بودم تو اون جمع کلا حس بدی بهم دست میداد ننشم عوض اینکه اونو ادم کنه هرهر میخندید