حرفات خوندم دیدم عوض شد ..میخواستم بزنگم حالم خیلی بده ..ولی منصرف شدم ..اون هیچ ارزشی برام قائل نشد رف اصلا براش مهم نبود ..همش بهش میگفتم من میترسم الکی دلببندم ..گفت من واقعا عاشقت شدم دوست
دارم بعد هم کم کم غیب شد دیگ نیومد ..ی دختره هرزه هم تذزندکیشه متاهل ولش نمیکنه میگ اون وفاداره شاید برگشته ب اون لعنت ب اون دختره هرزه ..کاش بخاطر ی آدم درست حسابی ولم میکرد ن ی باشی 😔💔