سلام. من با یه آقایی ۹ ساله دوستم و قصدمون هم ازدواج بود. ایشون بعدا کم کم موهاشون ریخت و یکم برای من شکه کننده بود، انحراف چشم هم داره البته دائمی نیست یعنی تو بعضی زاویه ها مشخصه اولش برام مهم نبود اما کم کم مهم شد و بعدا متوجه شکستگی بینیش شدم که یکم کج شده بود. خیلی برای عمل بهش اصرار کردم اما به شدت میترسه و فعلا سر این قضیه فاصله گرفتیم که ببینیم چکار باید بکنیم. از طرفی خیلی پسر خوبیه و من واقعا توی این مدت اذیت نشدم چون همیشه ازم تعریف میکرد. اینم بگم تو بعضی حالتا واقعا چهرش مشکل نداره و کلا دوست دارم چهرش رو اما این قضیه رو اعصابه و میترسم بقیه ببینن مسخره کنن و از طرفی هم میترسم کسی مثل ایشون پیدا نکنم. لطفا بگید چکار کنم خیلی سر در گمم
ایراد های کوچیکی ک قبل از ازدواج میبینی بعد ازدواج خیلی بنظرت بزرگ میان اینو خودم تجربه کردم اگر میتونی رو خودت کار کنی ک برات مهم نباشه قبول کن وگرنه بعدا همش خودتو سرزنش میکنی
تموم کن نه به خاطر چهره اش به خاطر اینکه تو این نه سال دیگه هیچشوق براتون نمونده دیگه واقعا بی عقلی بعد نه سال اشنایی بخوای با کسی ازدواج کنی که بهش میلی نداری
بعد اسی تو این نه سال شما تکون نخوردی و همون جور با طراوتی؟
از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند