یادتونه گفتم لباس نمیخوره مسافرت نمیاره بهش گفتم پاشو خودتو جمع کن من حامله هم ماه ه۸ منو ی مسافرت ببر کلی دعوا پاشود منو زد حامله هم هستم بعد فرداش گفت خب فردا میرم منم خوشحال وسایل جمع کردم بعد فهمیدم مادر شوهرم گفته خواهران ببر وای اصلا به من خوشی نیومده تا الان بچه نیافتاده خدا رو شکر ما ۸ه