من بابابزرگم تنها بود یه خدمتکار براش گرفتیم
مامانم اینا خیلی بهش رو دادن
امروز برگشت بهم گفت برو اون نمکدونو بیار برام منم با تعجب نگاش کردم گفت مگه نمیشنوی
من رفتم یه اتاق دیگه جوابشو ندادم
الان نمیدونم به مامانم بگم یا نه چون خیلی بدبخته و تنها بچه هاشو بزرگ میکنه دلم میسوزه براش