من با همه خوب و مهربونم ، هر کاری از دستم بر میاد برا همه انجام میدم ، چن شب پیش یه دور همی بودیم رستوران بود ، زنداییم اومد رو میز ما با همه سلام علیک کرد بجز من ،موقع خداحافظی گفتم الان پیش منم میاد زد و رفت ، هیچ دلیلی هم نداشت .
همیشه همینطوره.
یکی از اشناهامون دور همی داشت به مامانم گف زنونه نیس فقط خودت بیا یعنی من نرم ، بعد زنگ زده بود دخترخاله هامو تک تک دعوت کرده بود .
داییم برا همه دخترخاله هام سوغاتی اورده بود بجز من .
من همیشه احترام همه رو دارم کار به کار کسی ندارم ولی الان واقعا دلم شکسته و ناراحتم ، چرا کسی برام ارزش قائل نیس
نمیدونم چکار کنم ،چن بار تصمیم گرفتم مثل خودشون برخورد کنم ولی تو ذات من بد بودن نیس واقعااا نمیتونم ، یعنی تا طرفو میبینم همه چی یادم میره
خیلی ناراحتم خیلییییی