پسرکم... برای تویی مینویسم که شدی سهمی از سرنوشتم. برای تویی که شدی رفیق روزهای درمانگاه و کشیک شبهای بیمارستانم. شدی پایه ی درس خواندن و امتحان هایم. ممنونم که اینقدر قوی هستی و نمیذاری کم بیارم. تو دکتر کوچولوی مامانی💙
من هستم ؟!نه ولی من بودم دیگه نمیتونم باشم . وقتی رفتم ، فراموشم کنید .اسمم هم نیارید. خودم عکس هامو سوزوندم . خودمو قبلا نابود کردم که عذاب نکشم. فقط موقع دفنم سر و صدا نکنید . کسی رو خبر نکنید ؛ بزارید راحت بخوابم . در آرامش . خستم.
انشالله قسمت بشه از نزدیک بری. اولش رود بود بعد کم کم رود به پایان میرسه و دروازه خلیج فارس شروع میشه خیلی زیباست. دیگه اون سر خلیج فارس نا پیداست.تا چشم کار میکنه فقط آب می بینی