یه دختره بود ازدواج کرده بود ۲۰ ساله اگر درست یادم باشه از شهرستان کوچیک فرار کرده بود اومد بود تهران عزیزم این جا به یه پسره آشنا میشه به خیالش که پسره واقعا دوسش داشته و قراره خوشبختش کنه پسره هرچی داشته و نداشته ازش میگیره و تموم طلا و ... با خودش داشته حتی گوشی هم ازش گرفته بود خلاصه دختره چند شب تو پارک و اینا بوده تا میگیرنش و...
این یکی از بهتریییین کیس های که یادمه عزیزم میدونی چرا؟ چون نه مورد کتک خوردن داشت نه تجاوز نه خیلی چیزا دیگه
دنیای بیرون از اونی که فکر شو میکنی برات خیلییی وحشتناک تر و بی رحم تره چقدر موارد هست که دختره رو کشتن انداختن یه جا رفتن هیچ کس هم نفهمیده کی بودن و چیکارش کردن ...
بدترین زندگی تو خونه بابات شرف داره به فرار عزیزم
اصلا این جور کاری نکن چون صدرصد بدبخت میشی خیلی بدبخت تا الان یک مورد هم ندیدم دختره فرار کرده باشه و خوشبختی متوسطی هم داشته باشه حتی ، همه شون بدترین بلا ها سرشون اومده و بدبخت شدن حواست و جمع کن پس فکر نکن فرار شوخیه