به هر کی بچه داشت غذا نمیدادن خیلی زشت بود کارشون
میگفتن غذا کمه
بعد پول میریختن رو سر عروس که داشت میرقصید بابای عروس و عموش و برادر داماد هم با شیلنگ وایساده بودن کسی جمع نکنه بچه اون مسیرها رد میشد یکی تو کمرش میکشیدن که روح از تن بچه رها میشد
❤️همسرم ،پسرم ❤️شما تنها میتوانید آخرین درمان من باشید و بی شک دیگران بیهوده میجویند تسکینم❤️
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
خاله ام دوتا مراسم گرفت یکی شهر خودمون یکی شهر همسرش
عروسی دوم که شهر همسرش بود واقعا برام عذاب آور بود بخاطر رفتار چندتا از فامیلاشون
وَالضُّحَی (سوگند به روزِ روشن)وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی(و قسم به شب هنگام آرامش آن)مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی(که پروردگارت هرگز تورا ترک نکرده و با تو دشمنی ندارد)🩵
کل تایم عروسی،عروس و دوماد لب تو لب بودن🤦♀️😅هی گفتیم یه باره دوباره الان تموم میشه دیدیم نه بابا ول کن نیستن😂
به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
عروسی یکی،فامیلامون که به دو دسته بی حجاب و با حجاب تقسیم شده بودن داماد و خانوادش دسته با حجاب عروس و خانوادشون بی حجابا آهنگش هم یا علی یا علی یا علی،مولا بود اما خانواده عروس اعتراض کردن و دعوا شد برادر داماد هم اومد وسط گفت نه شما نه اونا فقط حرف من اصلا من آهنگ میخونم🤣🤣
میخوای امضامو بخونی ؟ بیا. هنوز بیا پایین. به تو چه اصلا مگه فضولی 😂😌:-)
یه عروسی رفتیم نزدیک ۲۰۰۰ تا مهمون میوه که کلا نداشتن شیرینی با جعبه آوردن پخش کردن شامم انقد دیر دا ...
عجب
این عروسیا بعدا که صاحب مجلسو میبینی اینقدر از عروسی خودشون تعریف میکنن که یعنی خیلیم خوب بود 😎😎
من آدمی نیستم که نادون ها رو مجبور به سکوت کنم اتفاقا میذارم حرف بزنند سبک مغزا رو تشخیص بدم😎😎💪🏻😏هر نری بهم درخواست دوستی بده گزارش میزنم مردیکه هول بی ناموس .....😏😏😏
عروسی رفتیم داخل خونه بود ،خیلی جای بدی بود،همون غروب بارون گرفته بود ،عروس از ماشین اومد پایین با اون تور پف رف تو یه عالمههه گل،به کنار اینقد سرد بود همه میلرزیدن از سرما دیگه از سرما همه رفتن تو خونه،که اونم کوچیک بود همه روهم ،بعد رسمشون بود ساعت یازده که شام خوردن بعدش ارکستر میزد،یعنی تا ساعت دوازده همه الکی الکی بدون اهنگ همو نگاه میکردن.غذاشون خیلی مسخررره بود،به جای میوه هم استار میدادن
من اهل مسخره کردن نیستم ولی اولین بار همچین عروسی مسخره ای رفتم
خواهرِ پاتریک هسدم ــ خداشاهده اگه بامن کاری ندارین،من دانشگاه هارواردسمیناردارم درخواست ندین ــ نامه ای به نیمه گمشده ام:خاک توسرت منم گمشدم😭💔رفتار من اینطوریه که نه مذهبیاقبولم دارن نه غیرمذهبیا:(😂ـــــــــــ خب دیگه یکم جدی باشیم:))درست بعد ازرفتنش،وقتی به مورسیده بود،وقتی همه ی ادمای اطرافم قلبمو هزارتیکه کردن..... خدابغلم کرد،آرومم کرد❤دورت بگردم مطمئنم توهم یه روز میچشی ومیدونی من چی میگم رفیق💞
عروسی یکی،فامیلامون که به دو دسته بی حجاب و با حجاب تقسیم شده بودن داماد و خانوادش دسته با حجاب عروس ...
باید دوتا مراسم میگرفتن
یکی مولودی برای خانواده داماد
یکی عروسی برای خانواده عروس
وَالضُّحَی (سوگند به روزِ روشن)وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی(و قسم به شب هنگام آرامش آن)مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی(که پروردگارت هرگز تورا ترک نکرده و با تو دشمنی ندارد)🩵
یه جایی تو زندگیم فهمیدم که خدا مهربونه ولی برای من نه بخشنده اس ولی برای من نه شفادهنده اس ولی برای من نه دست گیرنده است ولی برای من نه اگه موقع خوندن این متن حسکردی که من اشتباه میکنم تو یه انسان خوش بختی قدر زندگیتو بدون