2789
عنوان

چه کار کنم

6 بازدید | 0 پست

من با یه نفر اینستا اشنا شدم همین جور شوخی شوخی قرار شد بریم بیرون و همو دیذیم و من از رفتاراش و صداش خیلی خوشم اومد دوس داشتم باهاش وقت بگذرونم اونم یه بار شوخی بلمدم کرد حالت بغل زود گذاشتم زنین بحث سر وزن بد درس و موقعیتش خوبه البته مثل این که همون روز فهمیدم چند ماه ازم کوچیک تره من  دانشجو منم دانشجو بعذ  تا نزدیک خونه رسوندم اصرار کرد بذار هودم برسونمت و اینا دیگه همین جور گذشت بهش زنگ می زدم می گفت کاری داری می گفتم نه می خوام حرف بزنم می گفت پس من برم سر کار بعدنا می گفت من اصلا ادم تلفنی نیستم بعد یه بار که ناامید شده بودم ازش صحبت بیرون شدمن اول گفتم گفتم بگه نه دیگه تمومش نی کنم ولی گفت بریم رفتیم دستامو گرفت تو دستش با دوتا دست یه کم نشستیم بعد واسم شکلات گرفت و بحث بغل شد همو بغل کردیم کلی و حتی بوسیدیم بعدش دسکه داشت دیر می شد رفتم خونه بعد یه بار دیگه بهش گفتم بریم بیرون گفت کار دارم یه بار اون گفت بریم بیرون من نمیتونستم برم ازشم شاکی بودم نمی خواستم باهاش ارتباط داشته باشم گفتم نمی تونم بیام گذشت و من دیذم نمی تونم فراموشش کنم رفتاراش عجچیب تز اون طرف جواب تلفن که اصلا پیامامم دیر دیر همس می گه کار دارم از تون ورد این جوری دستم و تو دستش میی ی می گه خودم برسونمت

تا اخرین ارتباطمون که من بهش گفتم حسمو و اون گفت من بنا به دلایلی اصلا حال خوبی ندارم نذار احساساتت جلو بره گفتم من انتظاری ندارم منظورم این بود به قصد ازدواج چ اینا نیست تا حالا خیلی رابطه نداشتم و واقعا فکر کردم دوسش دارم اخه از یادم نمی رفت بعد گفت الان شهر ما نیست شهر خودش یه جا دیگست این جا دانشجو بعد من شب بهش زنگ می زدم یا رد تماس می زد یا می گفت کار دارم زود قطع می کرد هر چیم منتظر موندم تو این یکی دو هفته بهم زنگ نزد هر شب مثل دیوونه ها منتظر بودم تا دیر وقت اخه اخر شبا ان مب شد پیامم که  و کوتاه بعد بهش گفتم دیدنمون فایده نداره و اینا گفت مشکل نت دارم کار دارم برگشت شهرمون چند روز بعدش بهم گفت امروز عصر اگه می خوای بریم بیرون گفتم توام می خوای جواب نداد من برعکس پریود شدم حالم بد نمی تونستم برم گفتم نشد اوکی کنم گفت اره دیر گفتم عصر بهم گفت که مثلا یه ساعت دیگه اماده باشم گفتم چرا این چند روز نگفتی گفت کار داشتم 

بعد گفتم جواب سوالم ندادی گفت اگر تمایل نداشتم نمی گفتم بریم بیرون

رفتاراش متناقض از اون ور این رفتار از اون ور دستمو می گیره این جوری  من دوسش دارم و فکر می کنم دیچه هیچ وقت ریسک نکنم کسی این جوری و خالصانه دوست داشته باشم 

ولی خب این جوریم نمی شه

چه کار کنم

گریهه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز