زن داداشم خیلی قربون صدقه داداشم میشه
مثلا میگه الهی من بگردمش
داداشم که از بیابون میاد
دو روز تلویزیون روشن نمیکنه بچه هاشو میاره طبقه ما تلویزیون ببینند
میگه مرتضی خسته س بچه ها صدا میکنن پایین
حتی دوبار دیدم پاها داداشمو ماساژ میداد
بیشتر وقتا هم میگه قربون غیرتش بشم
داداشم هم خیلی زنش رو دوست داره
کلا زندگی سون شده آینه حسرت من
براشون ان یکاد میخونم چشم نزنم بهشون اما خیلی حسرت شون میخورم
خدایا کاش همسر آیندم زود تر سر راهم قرار بگیره