بعد این اقا کم کم شروع کرد به ابراز احساسات به من من تورو شناختمو تو دختر خوبی هستی و از این جور حرف ها
خواهرشم باخبر شده از ما
منم بهش گفتم من نمیتونم به زمان نیاز دارم و از این جور حرف ها گفت برات صبر میکنم تا هر وقت که تو بگی
خیلی ابراز محبت میکنه خیلی پیگیره منه حالا نمیخوام مقایسه کنم ولی اکس من اصلا اینجوری نبود نه اوایلش نه اخراش
حالا به حرف خودش میگه اهل دوست دختر داشتن نیستم حالا نمیدانم دروغ میگه راست میگه 😀
و منم سردم هنوز نسبت بهش و جواب های محبتشو مودبانه میدم