بچه ها من دوسالونیم با یکی بودم عاشقانه دوسش دارم..زیاد..شهریور ماه بهش گفتم تکلیف رابطمونو معلوم کن گفت فک نمیکنم بتونیم برسیم به هم چون من قصد ازدواج ندارم فعلا و هدفم مهاجرته(شرایطشو داره خانوادشم زیاد اصرار دارن براازدواجش چون تک فرزنده)ولی خودش دلش نمیخاد ازدواج کنه هردو ۳۰سالمونه.ازدواج ناموفق من داشتم ک ارروز اول گفت من برام مهم نیست و یکبارم حتی ب روم نیورد ( استفاده جنسی هم نبوده بینمون)
دیگ رابطمون تموم شد تاپیک هام هست چ زجری کشیدم چقد زار زدم..حتی یکماه تموم ازش خواستم برگرده و نیمد..دیگ بیخیالش شدم..
یکماه پیش بهم پیام داد..بچه ها دنبارو دادن بهم،چون هرشب باگریه میخوابیدم خیلی حالم بد بود و هست(امانشون ندادم)..دوهفته اصرار کرد تا رفتم دیدنش،گریه کرد زار زد عذرخواهی کرد،گفتم الان هدفت ازدواجه،گفت تاعید بهم زمان بده..
خب اومدم خونه و فکر کزدم همه چی برمیرده قبل اما باز پیام نداد..۵روز بعدش توخیابون همو دیدیم پیام دادیم و من اصلا گله نکردم پیدات نبود ینی برام اهمیت نداره..باز قرار گذاشتیم همو دیدیم،بازم عذرخواهی کرد و خواهش ک ببخشمش!الان دوهفته گذشته هیچ خبری ازش نیست!!فقط همون شب بعد دیدن گفت شب بخیر،حتی ی پیام شوخی من دادمش چندروز بعد ولی خوند و جوابم نداد!!
و رفت ک رفت باز،اخه چرا؟پس چرااومد عذرخواهی؟حتی ی روزم باهام نبود🫤حالم بدتر از قبلههه😔😔